انقسام به شعبهء يخارىباش و اشاقهباش و اين انشعاب چنانكه مسطور شد بعد حاصل گرديد و طايفهء موسوم به « دولو » در حوالى ايروان در قريهاى كه الحال هم موسوم بههمين اسم است ساكن بودهاند و به اين واسطه ايشان را دولو گفتهاند . اينكه در ضمن بعضى از اقوال ضعيفه ديده شده كه طايفهء دولو صاحب شتر بودند و قوانلو صاحب گوسفند ، محض غلط و وهم نگارندگان بىتحقيق است . ايل جليل قاجار هيچوقت ساربانى و چوپانى نكردهاند و جز داعيهء سلطنت و جهاندارى خيالى در مخيلهء ايشان راه نمىيافت و هم ايشان پيوسته مصروف اين مقصد عالى مىشد و بطون تواريخ و كتب صحيح الروايات شاهد اين معنى و گواهى امين است .
استنآباد [ مع - مر ] :
به ضم اول و سكون ثانى و ضم تاء و سكون نون نام قلعهاى است در نواحى طبرستان كه استناوند باشد و عنقريب ذكر آن بيايد .
استوا [ مع - مر ] « 93 » :
به ضم اول و سكون ثانى و ضم تاء الكهاى است از نواحى نيشابور .
معنى اين لفظ به زبان اهل خراسان محل مستوى كه خوب آفتابگير باشد مىباشد . اين الكه نود و سه دهكده دارد و حاكمنشين آن خبوشان است .
اين عقيدهء ابو القاسم بيهقى است . ابو سعيد گويد استوا ناحيهاى است از نواحى نيشابور مشتمل بر نواحى كثيره و دهكدههاى بسيار و با خبوشان همخاك است . اين ناحيه از نواحى خوب نيشابور است و حدود آن متصل است به حدود نسا . جمعى كثير از علماء و محدثين منسوب به اين ناحيه مىباشند .
استونآوند :
به ضم اول و سكون ثانى و تاء مثناه و واو ساكنه و نون و الف
هامش
( 93 ) - استوا به ضم الف و سكون سين و فتح تاء دو نقطهء فوقانى يا ضم آن ناحيهاى است از نيشابور و قصبهء آن خوجان است ( تقويم البلدان ترجمهء عبد المحمد آيتى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1349 ه . ش ، ص 510 ) اين همان ناحيهاى است كه امروز شهرستان قوچان خوانده مىشود . خوجان را اكنون قوچان مىگويند . ر ك ايضا به احسن التقاسيم ( ج 2 ص 566 ) .