كه رفتن آقا محمد خان همان و پادشاه شدن همان . لهذا آن خلعت و فرمان را پس گرفتند .
آوردهاند كه بعد از فوت كريم خان و پادشاه شدن آقا محمد شاه ، ميرزا جعفر را به حضور آن شاه جلالت دستگاه آوردند . شاه فرمود ميرزا جعفر اگرچه چند سال سلطنت مرا به عقب انداختى ولى چون به ولىنعمت خود خيانت نكردى و راست گفتى به تو اذيت نمىرسانم . اما از اين ممالك برون شو . مبادا وقتى از زحمت چندين ساله ياد كنم و بر من گران آيد و قصد تو كنم .
در اوقات سلطنت كريم خان ، حسينقلى خان كه معروف به جهانسوز شاه و والد ماجد خاقان صاحبقران كشورستان فتحعلى شاه قاجار نور الله مضجعه و برادر صلبى و بطنى آقا محمد خان بود در مازندران و دامغان رايت سردارى افراخته حكمرانى مىكرد و با لشكر كريم خان مصاف مىداد و در يكى از غزوات شربت شهادت نوشيد و خاقان صاحبقران فتحعلى شاه را كه معظم فرزند جهانسوز شاه و در هزار و صد و هشتاد و پنج هجرى به تولد مبارك عالم را مزين فرمود ، با اهل بيت جهانسوز شاه بعد از شهادت او به فارس آوردند . و حضرت آقا محمد شاه را جز جهانسوز شاه هفت برادر ديگر بوده كه اسامى ايشان از اين قرار است : جعفر قلى خان ، عليقلى خان ، مصطفى قلى خان ، مرتضى قلى خان ، رضا قلى خان ، مهديقلى خان ، عباسقلى خان كه در خردسالى درگذشت .
بالجمله پس از فوت كريم خان ، حضرت آقا محمد شاه از شيراز معجلا به اصفهان و از اصفهان به رى انتهاض فرمود و در جمالآباد ورامين با رؤساى قاجاريهء يخارىباش و اشاقهباش عهد و ميثاقى مؤكد نموده كه سلطنت از طايفهء اشاقهباش و وزارت و سردارى يخارىباش را باشد و به استراباد تشريففرما شدند و بر سرير شهريارى جلوس فرمودند و چند سال با بقية السيف زنديه مصاف داده ممالك محروسه را مصفى از شوايب و مهد امنيت و معدلت نمود و تخمينا از هزار و دويست هجرى ، دار الخلافهء ناصره پايتخت و مقر سلطنت سلاطين با تاج و نگين قاجار شد و اين تفصيل در لفظ « طهران » بيايد .
پوشيده نماناد كه اين ايل جليل قاجار كه در استراباد سكنى داشتند از قديم يعنى قبل از آمدن به استراباد معروف به « قوانلو » بودند بدون
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٧١