كان اللّه و لم يكن معه شىء
اين را مىفهمند و كجا از لفظ « خلق » و « اوجد » اين را به ذهن در مىآورند ؟ بههرحال معتبر در فهم احاديث و اخبار همان است كه حاملان اخبار فهميدهاند كه راويان احاديثاند و بعد از آن صاحبان تصنيفهاى احاديث مثل محمد بن يعقوب كلينى و ابن بابويه قمى و شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طوسى و امثال ايشان ، نه محى الدين عربى و بايزيد بسطامى و امثال آنها . باوجوداين كه مىبينيم كه هيچ يك آنها را اعتنائى به احاديث نيست و درصدد حفظ و ضبط آنها نيستند ، الا بعض متشابهات كه تأويل آنها را بر مذاق خود ممكن ديده ذكر نمودهاند .
هرگاه اين جمله را دانستى برمىگرديم بر سر مطلب كه هرگاه عالمى را فكر در ضوابط حكما و تأمل در معقولات واله كند كه تأمل در طريقهء مستمرهء امت نكند به جهت آنكه اينها عوام كالانعاماند ، و هم اعتنائى به فهم حاملان اخبار نكند به جهت آنكه آنها هم ملائى بودند مثل ما - بلكه كمتر از ما - بلى حجت كلام معصوم است اما از كجا كه مراد معصوم آن باشد كه آنها مىگويند ؟ بلكه اين است كه ما مىگوئيم ، و غافل از اينكه طريق فهميدن كلام معصوم آن است كه حمل بر حقيقت خود كند نه مجاز بدون جهتى ، هرگاه اين غفلات بدون تقصير از او سر زده ، تخليه كرده است به قدر طاقت خود ممكن است كه بگوئيم ضرورى دين بر او شبهه شد - چنانكه بر آن شخص اسير كفار مشتبه مىشد به جهت عدم معاشرت مسلمين - و به اين سبب كه اين احتمال راه داشته باشد تكفير او نكنيم و او را لعن نكنيم . اما تخليه و مبرا كردن نفس در اينجا بسيار صعب است ، چرا كه هيچ لذتى در دنيا فوق لذت ادراك نيست و هيچ مايه دنيائى فريبندهتر از علم نيست . از همهچيز زودتر آدمى را
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: سيد حسين مدرسى طباطبائى
ص٣٦٦