چيزى بفهمند و قرينه بر خلاف آن نگذارند و وقت احتياج به فهم الخطاب هم باشد ، و خلاف ظاهر آن را خواهد قبيح است و اغراء به جهل ، و مردم را به جهل مركب واداشتن است . و همان چه علمائى كه حامل اخبار بودند و هم صحبت معصومين بودهاند و مواجهة از ايشان شنيدهاند به عوام القا كردهاند و دست به دست به ما رسيده است ، و شكى و شبهاى نيست كه اكثر فضلائى كه از اصحاب ائمه بودند افضل بودند از بسيارى از اين اشخاصى كه مدعى قابليت و استعدادند . پس نمىتوان گفت كه امام با آنها درخور استعداد آنها سخن مىگفت و به مقتضاى :
رب حامل فقه الى من هو افقه منه
هرچند حامل اخبار آنها بودند اما آنها خوب نمىفهميدند ، ما معنى آنها را خوب فهميديم . باوجود آنكه اين را فهم معنى نگويند ، بلكه اگر خواهند حرفى بگويند بايد بگويند : ما چون فهميدهايم به دليلهاى عقلى و ذوقى كه در نفس الامر سؤال و حساب و حشر و نشر مثلا جسمانى نيست ، بلكه امور روحانيه است - چنانكه مشائين مىگويند - يا ارباب خواب و خيال و عالم مثال است - چنانكه اشراقيين مىگويند - و اين احاديث هرچند ظاهر آنها جسمانيت است اما اين را ازبراى عوام و ملاهاى ظاهر بين به آن عبارات گفتند تا به شوق حور و قصور و ميوه طاعتى بكنند . چون ايشان را مرتبهء فهم و ادراك لذات روحانيه نيست ، و اين اغراء به جهل ضرر ندارد چون عاقبت به خير است . و تو خود مىدانى كه اين تأويل است و برگردانيدن كلام شارع بر آنچه از دليلهاى ناقص خود فهميدهاند ، و هيچ دليلى برمحال بودن مقتضاى ظاهر اخبار اقامه نكردهاند كه اينها را تأويل مىكنند .
و الحاصل باليقين طريقهء ايشان با طريقهء اسلام مباين است ، و ايشان بعد از
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 364
مساهمون: سيد حسين مدرسى طباطبائى
ص٣٦٤