و مصيبتى كه از قضاى الهى به تو برسد . و مراد از سجود خاكسارى و اظهار آنكه : مرا از خاك برداشتى و خلعت وجود پوشانيدى و لايق بندگى خود كردى . و امثال اين تأويلات در هريك از عبادات مىتوان كرد ، چنانكه در حديث وارد شده : افتتاح و اختتام كند به ملح ( يعنى نمك ) كه هفتاد و دو آزار را رفع مىكند ، پس مستحب شده كه در اول طعام و آخر آن نمك تناول كنند و باز وارد شده كه « ملح » كنايه است از محمد و على و حسنين - كه هر حرفى از آن اشاره است به يكى از اين بزرگان - كه هرگاه اول و آخر امر شما به متابعت ايشان باشد از ناخوشى هفتاد و دو ملت باطله فارغ و رستگار شده ، به طريقهء حقهء مستقيم خواهيد بود .
پس در هريك از افعال و اعمال بدنيه كه در شرع مقدس وارد شده انواع تأويلات مىتوان كرد ، و بگوئيم كه ظاهر آنها مراد نيست . پس يقين كه به هم رسانديم كه اين ظاهرها همه مراد است ، نيست الا به سبب عمل امت و تداول آنها در هر عصر و فهم حاملان اخبار و دانايان كه آن احاديثى كه در اين عبادات وارد شده چنين فهميدهاند كه در دست ما است ، و دست به دست از آن جناب به ما رسيده . و بسا هست كه در مسألهاى حديث كمتر است و به سبب تداول و عمل عام و خاص يقين مىكنيم كه از دين است ، و در مسألهء ديگر حديث بيشتر است و يقين نمىكنيم . پس معلوم شد كه آن به سبب فهم حاملان اخبار است آن معنى متداول را ، و تعليم كردن ايشان عوام را بلكه فراگرفتن عوام آن معنى را از پيغمبر خود به سبب قراين و تظافر و تسامع ، و رفتهرفته به جايى رسيد كه بديهى شد .
پس هرگاه افعال و اعمال بديهى تواند شد - باوجود آنكه احاديث موجوده در آن قابل تأويل باشد - همچنين عقائد و تصديقاتى كه نسبت به آن
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: سيد حسين مدرسى طباطبائى
ص٣٦٢