كسى ببيند كه جمع كثيرى از تابعان صاحب دينى مجتمع شوند بر چيزى از امور دينيه ، از براى او يقين حاصل مىشود به آنكه مذهب آن صاحب دين همان است . و اين گاه است نظرى است و به سرحد بداهت نرسيده است آن را اجماع مىگويند ، و هرگاه به سرحد بداهت رسيد آن را ضرورى مىگويند . و اينها هيچ يك موقوف نيست بر نقل كردن آن مذهب از صاحب آن دين ، مثلا هرگاه كسى از غير دين اسلام از بلاد كفر بيايد به شهر مسلمانان و ببيند كه همهء آنها در شبانه روزى پنج وقت نماز مىكنند ، يقين مىكند كه اين امر كه از امور عاديهء دنيويه نيست از جمله وظايف پيغمبر ايشان است ، هر چند ايشان خبر ندهند به آن كافر كه پيغمبر ما گفته است كه در پنج وقت نماز واجب است .
هرگاه اين را دانستى بدان كه امور دينيه يك پارهء آنها از جملهء افعال و اعمال است و حلال و حرام و طهارت و نجاست ، و يك پاره از جملهء اعتقادات است كه بايد اذعان كنيم به آنها و معتقد آنها باشيم - مثل بعضى از افعال الهى كه پيغمبر خبر از آن دهد كه عقل ما به آن احاطه نكند مثل ابتداء خلق عالم يا مثل اخبار از انبياء سابق يا اخبار از سكرات موت و حساب و سؤال و فشار قبر و حشر و نشر و جنت و نار جسمانيه و كيفيت حصول آنها - و چنانكه از اجتماع اهل اين دين بر آن امور حسيه و افعال بدنيه يقين حاصل مىشود به اينكه آن طريقه را از پيغمبر خود دارند ، و احتمال آن نمىدهيم كه بلكه مراد از احاديثى كه در نماز و روزه وارد شده امور باطنيهء عقليه باشد ، و مراد از آنها اسرار چند باشد ، مثل اينكه بگوئيم مراد از امر به نماز خود را بنده دانستن است .
و مراد از امر به قيام پايدارى و استقامت در بندگى است . و مراد از امر به ركوع تواضع و فروتنى و كوچك شمردن و خم شدن و متحمل شدن از براى هر المى
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: سيد حسين مدرسى طباطبائى
ص٣٦١