جعل ، بلكه اين نويدى است براى ايشان . و ديگر فرق يهودان ما بين ايام معدوده و خلود در آتش نيست مگر به جهت فرق ايام عذاب و ايام راحت ، و در صورت موافقت طبع عذابى نخواهد بود . و از اين جهت است كه مرحوم قاضى نور اللّه شوشترى كه شيوهء او شيعه تراشى است و اكثر علماء صوفيهء اهل سنت را به مجرد استدلال ضعيفى از بعض كلمات ايشان شيعه دانسته به جهت مصلحتى كه در اين معنى در نظر داشته و همچنين خود را از جمله قائلين به وحدت وجود دانسته و مذاهب صوفيه همه را به همين برگردانيده - كلام محيى الدين را در اينكه « عذاب » اهل نار مبدل به « عذب » مىشود و گوارا مىشود توجيهات كرده كه منافات با شريعت مقدسه نداشته باشد . از جمله اين كه مىگويد مراد محيى الدين از اهل نار - كه ممتع مىباشند در نار - محتمل است كه ملائكه موكله باشند نه اشخاص معذبه ، و احتمال بعيد ديگر هم ذكر كرده كه به جهت كمال بعد ذكر نكردم .
و اگر عقل ما وفا نكند به اينكه چگونه مىشود كه در ازاى معصيت ايام معدوده و روزگار قليلى از عمر دنيا ، عذاب به آن سختى بكشد و هرگز از او سبك نشود نبايد انكار آيات و احاديث و اجماع مسلمين كنيم ، با وجود آنكه عقل هرگاه تأمل كند در بزرگى خالق و حقارت مخلوق و اينكه با وجودى كه جميع اعضا و جوارح و قواى او همه از لطف و انعام خالق است و همهء نعمتها را در دنيا بر او تمام كرده و راه نجات را به او نموده و فيض ابدى را از براى او مهيا كرده و اتمام حجت كرده و از براى او به هيچ نحو بهانه نگذاشته با خالق خود راه ستيزه بپيمايد و تمام عمر در عداوت و دشمنى او به سر بيارد ، مىتواند يافت كه چنين شخصى مستحق سوختن است ابد الاباد . چنانكه در دنيا مشاهده مىكنيم كه هرگاه بزرگى به يكى از ملازمان خود انحاء احسان
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: سيد حسين مدرسى طباطبائى
ص٣٥٧