پس مىگويم اولا : چون استخفاف كردى به مسائل حيض و نفاس كه از شرائط صحت نماز است كه ستون دين و تالى معرفت اللّه است [ از ] باطن شريعت مقدسه [ طلب ] امداد كرده مىگويم : بلى مسائل حيض و نفاس است اگر مىخواهى از براى تو شاهدى بيارم كه آن صحيحهء خلف بن حماد است و حاصل مضمون آن اين است كه : شخصى از حضرت كاظم ( عليه السلام ) سؤال كرد در باب زنى كه خون بكارت او به خون حيض مشتبه شود . فرمود پنبه به خود بردارد و زمانى صبر كند و هموار بيرون بياورد ، هرگاه خون بر پنبه طوق زده است معلوم است كه از بكارت است و اگر پنبه را فرو گرفته خون حيض است . و در آن حديث مذكور است كه آن حضرت نگاه كردند در ميان خيمه به جانب چپ و راست - از ترس آنكه كسى كلام آن حضرت را بشنود پس فرمود :
يا خلف ! سر اللّه فلا تذيعوه و لا تعلموا هذا الخلق اصول دين اللّه بل ارضوا بما رضى اللّه لهم من ضلال « 1 »
و احاديث بسيارى كه وارد شده است در منع فاش كردن اخبار و احاديث ائمه ، اكثر آنها محمول است بر همين معنى يا بر تقيه و پنهان داشتن دين .
پس ملاحظه كن كتاب محمد بن يعقوب كلينى را ، فروى فى الحسن عن يونس عن محمد الخزاز عن الصادق عليه السلام قال :
من اذاع علينا حديثنا فهو بمنزلة من جحدنا حقنا « 2 »
قال : و قال للمعلى بن خنيس :
المذيع حديثنا كالجاحد له « 2 »
و فى الصحيح عن ابن ابى يعفور قال : قال ابو عبد اللّه عليه السلام :
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 2 ، ص 536 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 370 .