تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
و شكايت به جهت عدم قابليت اكثر اهل زمان خود است ، نه اين‌كه مطلق حامل علم نداشتند . اگر گويى كه پس اين استثناء آخر كه مىفرمايد : « اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم للّه بحجة » دلالت مىكند بر اين‌كه آن علوم و اسرار ، مخصوص آن حضرت و امثال او از معصومين است و اين كافى است در مطلب . جواب مىگويم كه اول سخن را فراموش كردى كه حضرت فرمودند كه نگفتن علوم به جهت عدم قابليت است يا از راه بىدينى مردم و اهل دنيا بودن يا از راه كم فهمى و نادانى و يا از راه بىاعتنايى به جهت حرص به جمع مال و متابعت شهوات و لذات ، و آنها مناسب اين نيست كه اين علوم مخصوص معصومين باشد . و بر فرضى كه چنين باشد چه نفعى به شما دارد ؟ مگر اين‌كه بگويند كه هريك از مشايخ ايشان مثل هريك از معصومين است ، چنان‌كه مىگويند و به اين اشاره كرده است ملا در مثنوى كه مىگويد :
پس امام حى ناطق آن ولى است * خواه از نسل عمر خواه از على است
و گويا مراد او رد بر شيعه باشد در وجود صاحب الامر . و چون شيعه مىگويند كه امام ما صاحب زمان از نسل على است او مىگويد امام زمان آن است كه ولى است ، مىخواهد از نسل عمر باشد مىخواهد از نسل على . و ديگر اين‌كه آن استثنا از آن كلام آخر است كه حضرت مىفرمايد : كذلك يموت العلم بموت اهليه . يعنى : هرگاه زمان چنين شد كه مردم يك پاره چنان باشند و يك پاره چنين - از اقسامى كه ذكر فرموده‌اند - پس حامل علم بر طرف مىشود ، و آهسته‌آهسته به جائى مىرسد كه حاملى نماند و چون علم عرضى است كه بى
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 351 | سيد حسين مدرسى طباطبائى