كلمات و كتابها اولى است به دلالت ، و همچنانكه در آنها احتمال تقيه دادهاند با وجود كمال بعد ، در اينها هم احتمال معنى ديگر هست و دلالت آنها بر تشيع ظاهر نيست . و اين مقام گنجايش ذكر كلمات طرفين و بيان دلالت و عدم دلالت آنها را ندارد مثل آنكه از بعضى اينها نقل كردهاند اين شعر را كه گفته است كه :
آن زمان كه عشق مىپيمود درد * بو حنيفه شافعى بوئى نبرد
و اين را شاهد تشيع شاعر گرفتهاند و آن هيچ دلالت ندارد ، به سبب آن كه ابو حنيفه و شافعى از جمله فقها و علماى ظاهر بودند و طعن اصحاب ذوق بر علماى ظاهر مخصوص مذهبى دون مذهبى نيست ، طعن از آن راه است نه از راه تسنن . و همچنين در حكايت محيى الدين عربى در اواخر فتوحات در باب سيصد و شصت و ششم - كه مىگويد كلامى كه دلالت دارد بر خلافت و امامت جناب صاحب الامر صلوات اللّه عليه - هم دلالتى واضح بر تشيع او ندارد و آن كلام اين است :
« ان للّه خليفة يخرج من عترة رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و ولد فاطمة ، يواطى اسمه اسم رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله ، جده الحسين بن على بن ابى طالب يبايع بين الركن و المقام ، يشبه رسول اللّه فى الخلق بفتح الخاء و ينزل عنه فى الخلق بضم الخاء ، اسعد الناس به اهل الكوفة ، يعيش خمسا او سبعا او تسعا يضع الحرمة و يدعو الى اللّه بالسيف و يرفع المذاهب عن الارض و لا يبقى الا الدين الخالص ، اعداؤه مقلدة العلماء اهل الاجتهاد لما يرونه من الحكم بخلاف ما ذهب اليه ائمتهم . . . الى آخر ما ذكره »
به جهت آنكه اهل سنت منكر صاحب الامر صلوات اللّه عليه نيستند و اخبار بسيار از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در آمدن او نقل مىكنند . بيش