باطن كافر نباشند . و در كافى از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه :
« لو ان رجلا احب رجلا للّه لاثابه اللّه على حبه اياه و ان كان المحبوب فى علم اللّه من اهل النار ، و لو ان رجلا ابغض رجلا للّه لاثابه اللّه على بغضه اياه و ان كان المبغض فى علم اللّه من اهل الجنة » « 1 » .
و ليكن بايد اجتهاد و سعى بكند در اينكه آن شخص مرد خدا است يا نه ، و بعد از آنكه يافت مرد خدا است او را دوست دارد . و اگر كوتاهى كند يا از راه عصبيت و حميت او را خوب داند بايد از محبت او بترسد ، به جهت آنكه مبادا بد باشد و آخر با او محشور شود . چنانكه در حديث است كه هرگاه كسى سنگى را دوست دارد با او محشور مىشود .
بلكه اگر معلوم ما هم بشود كه آنها در باطن مسلمانند باز [ حكم ] به فسق آنها مىكنيم كه چرا اين حرف را گفتند . و بعضى از هواداران ايشان توجيه كلامهاى ايشان را مىكنند و مىگويند كه اين سخنها در حال مستى عشق الهى و در وقت بيخودى از آنها سر زده . چنانكه ملا در مثنوى يك صفحه كتاب را در شأن بايزيد و گفتن آن كلمات را از سر مستى و بيخودى نوشته و ذكر آنها طول مىكشد . و اين توجيه نيز بىوجه است و صاحب اين سخنها به اين توجيهها راضى نيست ، و هر فرصتى كه چنين باشد چرا ديگران اين را در جملهء مدايح آنها بنويسند كه مورث بدفهمى علماى ظاهر بشود . با وجود آنكه كلمات ايشان در ساير مقامات فرياد مىكند كه چنين نيست ، چنان كه شيخ شبسترى گفته :
روا باشد انا الحق از درختى * چرا نبود روا از نيك بختى
هامش
( 1 ) . اصول كافى : ج 2 - ص 127 .