الجواب :
اين روايت خبر واحدى است و حال سند او معلوم نيست و در عداد احاديث ضعيفه محسوب است و بر فرض صحت سند ، ظاهر آن معارض به اجماع و اخبار بلكه ضرورى دين است به جهت آنكه اجماعى همهء مسلمانان است كه واجب است دوستى دوستان خدا و واجب است دشمنى دشمنان خدا ، و اگر بنابراين باشد كه در هر لمحهاى و هر آنى ممكن است كه دشمن دوست شود و دوست دشمن پس اين تكليف به عمل نخواهد آمد مگر در كمال ندرت و دوستى و دشمنى از جمله ملكات نفسانيه و حالات راسخه است و اين معنى ندارد كه در همان آن كه كلمهء كفر از شخصى شنيدم دشمن او باشم و از او تبرى بكنم و همينكه لمحهاى فاصل شد بايد سلب دشمنى بكنم و از او تبرى نكنم .
و ديگر معنى دوستى دوستان خدا و دشمنى دشمنان خدا اين است كه در افراد انسان هر دو قسم هست ، اينها را دوست دارد آنها را دشمن ، و هرگاه نتوان تعيين كرد دوست و دشمن را - به جهت آنكه در هر لمحه احتمال تبدل رأى و توفيق به غير حال هست - پس همچو مادهاى وقوع نخواهد داشت ، پس بايد معنى همه احاديث كه وارد شده است در بغض فى اللّه حمل كرد به همان لمحه كه از حال آن شخص يقين به بدى دارى و حال آنكه همه احاديث باطلاقها دلالت دارد بر خلاف آن . و ديگر اينكه اين سخن دربارهء نيكان هم وارد مىآيد كه دل همه كس ما بين دو انگشت قدرت خدا است پس گاه است كه دوست خدا دشمن خدا شده باشد . و اين خود بىمعنى است كه مراد از همهء احاديث اين باشد كه دشمن دارند اين نوع را - به اين معنى كه هركه در علم خدا دشمن است تو آن را دشمن دار - به جهت آنكه دوستى كردن و دشمنى