به جهت آنكه مقابلهء نيك بخت با درخت كه مراد شجرهء كوه طور است افادهء كمال هشيارى مىكند نه مستى . و اگر غرض او بيان اولويت در مظهريت تجلى يا حلول يا اتحاد باشد هم رسوائى آن بيشتر است ، و در اين صورتها همه جا نداى انا الحق از خداى تعالى خواهد بود نه از منصور ، پس ديگر چه معنى دارد اينكه منصور اين را از راه مستى گفت . و قطع نظر از اينها همه كرده ، جمعى كثير از معتمدين علماى شيعه - كه مدار دين شيعه بر اعتماد بر ايشان است در نقل احكام الهيه از ائمهء ايشان - در شأن حلاج حكايتها نقل كردهاند و توقيع لعن او را از امام زمان نقل كردهاند و همه او را از جملهء كذابين شمردهاند ، و از شيخ مفيد ذكر كردهاند كتابى در خصوص بطلان طريقهء تابعان حلاج تأليف كرده ، و شيخ طوسى در كتاب اقتصاد گفته كه او ساحر بود و همچنين در كتاب « غيبت » دروغگوئى و مكر او را نقل كرده ( و در حديث است كه ساحر كافر است . صاحب تبصرة العوام نقل كرده است كه او شاگرد عبد اللّه كوفى بود و او شاگرد ابو خالد كابلى و ابو خالد شاگرد زرقا و زرقا از شاگردان سجاح بود ، و سجاح زنى بود كه دعوى پيغمبرى مىكرد در زمان مسيلمهء كذاب كه او هم دعوى پيغمبرى مىكرد و دعوى خدائى مىكرد و مردمان را به سحر فريب مىداد و حكايتهائى ديگر هم از او نقل كرده است كه طولى دارد ) و همچنين اسماعيل بن على نوبختى كه از اعاظم علماى شيعه است و ابن بابويه قمى در كتاب اعتقادات و صاحب احتجاج و غيرايشان از علماى عظام ، و نقل حكايتها و تفصيل اينها طولى دارد كه مناسب مقام نيست .
در يكى از كتابهاى شيعه ديدهام كه به فتوى حسين بن روح - كه يكى از نواب صاحب الامر است و بر شيعه لازم است انقياد و اطاعت امر او - او را كشتند و همچنين ابن خلكان اين مطلب را در تاريخ خود آورده . و هرگاه حال او
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: سيد حسين مدرسى طباطبائى
ص٣٣٤