پايمال كرده ، آنجا كه مىگويد :
زين سخنها گفتنىتر هست مان * كه بدان فهم توبه يابد نشان
اندكى گفتيم زان بحث عقل * ز اندكى پيدا بود قانون كل
همچنين بحث است تا حشر بشر * در ميان جبرى و اهل قدر
گر فروماندى ز دفع خصم خويش * مذهب ايشان برافتادى ز پيش
چون برون شوشان نبودى در جواب * پس رميدندى از آن راه تباب
چونكه مقضى بد دوام اين روش * مىدهد شان از دلايل پرورش
تا نگردد ملزم از اشكال خصم * تا شود محجوب از اقبال خصم
تا كه اين هفتاد و دو ملت مدام * اينچنين باشد الى يوم القيام
و امثال اين كلمات كه البته در كتابها خواندهايد و ديدهايد ديگر احتياج به تكرار و نوشتن نيست . غرض ما در اينجا چيز ديگر است و آن اين است كه اگر اين جماعت مراد ايشان از اين كلمات همان ظاهر آن است كه مىفهميم پس آنها بىاشكال كافر و ملعوناند ، و اگر مراد ايشان چيزى است كه ما نمىفهميم چنان كه هواداران و محبان ايشان مىگويند و تأويلات مىكنند - پس گوئيم كه اينها فاسق و بدكردارند به جهت آنكه اظهار كلام كفر مىكنند و خود را مستحق مؤاخذه و طعن و لعن مردم و مورد عتاب و عقاب الهى نيز مىكنند . به جهت آنكه چنانكه اعتقاد كفر حرام است تلفظ به كلمهء كفر هم حرام است و احكام شرع مقدس مبتنى بر ظاهر است . چنان كه بسيار اوقات در مرافعات ، صاحب حق محروم و آنكه بر باطل است صاحب حق مىشود ، و بسا هست كه قصاص مىشود كسى كه كسى را نكشته است ، به سبب آن اقرار دروغ بكند بر قتل . يا شهود خوش ظاهر شهادت بدهند و در باطن دروغگو و فاسق باشند . پس هرگاه كسى اين طايفه را لعن كند به سبب آنچه از ايشان ظاهر شده معاقب نخواهد بود ، هرچند آنها در