فضلة الشيخ عين وجود الشيخ لا تسامحه البتة بل تغضب عليه فكيف يسوغ لك ان تنسب هذه الهذيانات الى الملك الديان ؟ . تب الى اللّه توبة نصوحا لتنجو من هذه الورطة الوغرة التى تستنكف منها الدهريون و الطبيعيون و اليونانيون
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى » .
و ايضا از فصوص و فتوحات او منقول است كه مىگويد : « هركه بت پرستيد به همان خدا را پرستيده باشد . و چون سامرى گوساله ساخت و مردم را به عبادت آن خواند حق تعالى يارى نكرد هارون را بر سامرى ، از براى آنكه مىخواست كه در هر صورتى پرستيده شود . حق تعالى نصارى را تكفير ننموده به سبب آنكه به الوهيت عيسى قائل شدهاند ، بلكه به سبب آنكه خدا را منحصر در عيسى دانستهاند چنان كه فرموده :
« لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ . . . »
« 1 »
و خود را خاتم الاوليا دانسته و گفته كه ختم ولايت به او شده و پيغمبران نزد او حاضر شدند به جهت تهنيت و مبارك باد ختم ولايت او ، و هم گفته كه جميع انبيا اقتباس علم مىكنند از خاتم اوليا ، و گفته كه خاتم اوليا افضل است از خاتم انبيا در ولايت ، چنانكه خاتم انبيا افضل است از ساير انبيا در رسالت و نيز گفته كه : اهل آتش در دوزخ تنعم مىكنند و به آتش راحت مىنمايند و لذت مىبرند ، و عذاب كفار منقطع خواهد شد ، و « عذاب » مشتق است از « عذب » به معنى شيرينى . و قيصرى در « شرح فصوص » در اين مقام به جهت تمثيل گفته كه : لذت اهل آتش از آتش و تنفرشان از نعيم بهشت چنان است كه جعل از بوى قاذورات و نجاسات لذت مىبرد و از بوهاى خوش نفرت مىنمايد .
و نيز محيى الدين مذهب جبر را نسبت به جميع عرفا داده . اين كلمات مذكوره
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيه 17 و 72 .