تا معلوم شود و لعن كردن بر او لازم نيست بلكه جايز هم نيست ، چنانكه در حديث وارد شده كه هرگاه به كسى لعن كنيد و او اهل آن نباشد لعن به شما برمىگردد .
الحاصل هرگاه امر محيى الدين و بايزيد و ملاى روم بر شما مشتبه باشد نقصى به دين و دنياى شما وارد نمىشود ، چنانكه در آيات قرآنى و احاديث خاندان رسالت محكم و متشابه مىباشد و ما را نهى كردهاند از متابعت متشابهات در ميانهء علما هم محكم و متشابه مىباشد . متابعت متشابه شيوهء آنانى است كه در دل آنان مرضى باشد . آن را كه رستگارى منظور است دست از محكمات برنمىدارد كه به متشابه بپردازد .
مجملى از احوال ايشان اين است كه هريك از اينها قبل از پانصد سال و بيشتر و كمتر بودهاند و ما آنها را نديدهايم و هرگاه رجوع به جرح و تعديلى كه از علما به ما رسيده بكنيم - چنانكه در ساير رجال - پس علماى محكم در آن نيز اختلاف دارند و معدلين آنها مشتبه الحال و جارحين بلا شبهه بر سمت عدالت متصف ، لكن چون بعضى از معدلين نيز بر سمت عدالت به معنى اعم متصف هستند و در اعمال جوارح عادل و در عقايد مشتبه ، پس شبهه به هم مىرسد در بعضى از اينها .
و اما كلماتى كه از ايشان مانده و سخنهايى كه متواتر از آنها رسيده ، اگر مراد ايشان همان ظاهر كلام ايشان باشد به يقين كافرند و با وجود اتمام حجت بر ايشان و تخلف از حق هم مستحق لعن هستند . مثل اينكه محيى الدين در اول فتوحات گفته : « سبحان من اظهر الاشياء و هو عينها » ، و شيخ علاء الدوله سمنانى با كمال ارادت او به محى الدين در حاشيهء فتوحات بر اين عبارت نوشته : « ان اللّه لا يستحيى من الحق ، ايها الشيخ لو سمعت من احد انه يقول
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: سيد حسين مدرسى طباطبائى
ص٣٢٩