مناقشه نمىباشد . بههرحال گويا از باب خرق عادت چنان وسعتى در اوقات شما حاصل شده كه از جميع تكليفات اخرويهء خود فارغ و از تحصيل معيشت دنيويه هم بىاحتياج شده به جهت تفرج خاطر و تفريح دماغ در تماشاگاه خانقاه محيى الدين و بايزيد مىچرخيد و درصدد تفحص احوال ايشان بر آمدهايد كه آيا ايشان از نيكانند يا بدان . اگر چهل نفر مؤمن را كه در آخر شب به جهت آنها مىخواهى استغفار كنى ندارى من از برايت هزار نفر بنويسم و اگر مىخواهى در مسائل فروع دين تقليد عالمى بكنى - بر فرض تقديرى كه تقليد ميت جايز باشد - تقليد فضلاى شيعه كه باليقين شيعه و عادل و فقيه و دانا به مسائل مذهب اماميه بودهاند و به اجماع و اتفاق صوفى و قشرى در فقه سر آمد بر اينها بودهاند - مثل شيخ مفيد و شيخ طوسى و سيد مرتضى و محقق حلى و علامه و امثال اينها و كتابهاى بسيار از اينها در ميان است - چه عيب دارد كه مىخواهيد تقليد بايزيد و محيى الدين و مثال اينها بكنيد كه تشيع ايشان معلوم نيست بلكه تسنن آنها ظاهر است ، و از ايشان كتابى در فروع نيست و معلوم نيست كه ربطى به فروع هم داشته باشند . و اگر مىخواهى گاهى كه متوجه نفرين و لعن بر دشمنان خدا و رسول و اولاد اطهار او - صلوات اللّه عليهم باشى [ . . . ] همهء آنها را در تسبيح درآوردهاى كه معطل اينها شدهاى ؟ ! و اگر غرض متابعت ايشان باشد در اصول دين و عقائد ، پس بايد دانست كه در اصول دين تقليد جايز نيست و هركه بايد خود عقل خود را حاكم كرده از پى تحقيق حق برآيد ، و قدرى كه يقينا كفايت مىكند به حمد اللّه از اختيار متابعت ظاهر شريعت مقدسه در دست داريد ، و صوفى و حكيم و كافر همگى متفقاند بر اينكه هركه به آن عمل كند هالك نيست ، و اهل شرع و دين متفقاند بر اينكه غير ايشان هالك است . هرگاه ما را قوه
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: سيد حسين مدرسى طباطبائى
ص٣٢٧