تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
انداختند ، و از بالاى حصار تير و سنگ منجنيق روان كردند . هفت روز جنگ پيوستند « 1 » . برادر زادهء مير « 2 » ملتان كه در حصار ملتان بود جنگها كرد ( ند ) كه كار غلّه بر لشكر تنگ شد . عاقبت سيهرا اسكلنده « 3 » بشب برون آمد و خود را بحصار سكّه انداخت . و سكّه حصارى بود بر لب آب راوى از جانب جنوب معظم . چون امير برفت رعايا و صنّاع و اهل تجار پيغام دادند كه ما رعيتيم ، و اكنون چون والى برفت ما را امان ده . محمّد قاسم اهل تجّار و صنّاع و زرّاع را امان داد و در حصار درآمد ، و چهار « 4 » هزار مرد سلاح دست را علف تيغ خونخوار كردند ، و اتباع ايشان را برده كرد ، و عتبه بن سلمه « 5 » تميمى را آنجا نصب فرمود « 6 » و خود روى با لشكر به سكّه ملتان نهاد . و آن حصارى بود « 7 » بر لب آب راوى از جانب جنوب . بچهرا « 8 » نام نواسهء ( كه ) بچهرا طاكى در ان حصار بود « 7 » . چون خبر يافت جنگ پيوستند . و هر روز چون لشكر عرب پيش حصار آمدندى ، حصاريان بيرون رفتندى (
f 120 b
) و بجنگ پيوستندى . تا هفده روز جنگها خيره « 9 » كردند . ( ص 196 ) و از ياران معروف بيست « 10 » نفر شهيد شدند « 11 » و از لشكر شام دويست پانزده « 12 » نفر كشته شدند . بجهرا « 13 » از آب راوى عبره كرد . محمّد قاسم بسبب ياران كه شهيد شدند « 11 » سوگند « 14 » خورده بود كه اين حصار را پست « 15 » كنم . پس بفرمود تا جمله شهر را خراب كردند و بجانب ملتان عبره كرد . كندا راى « 16 » ملتان و بجهرا « 13 » بجنگ بيرون آمدند .
هامش
( 1 ) س : جنگ كردند ؛ م : جنگ بود ( 2 ) ب : حاكم ( 3 ) ب س : سيهرا عد كنده ؛ پ : سيهرا عيد كنده ؛ م : سيهرا سكلنده ( 4 ) پ : چهل ، كه صريحا اشتباه است ( 5 ) س : مسلم ( 6 ) ب س ك م : كرد ( 7 - 7 ) اين جمله در نسخه پ موجود نيست ( 8 ) ك : بجيرا ، بجهرا ؛ و نسخ ب ح در هر دو جا « بجهيرا » ( 9 ) م : چيره ( 10 ) م : بيست و پنج ( 11 - 11 ) اين جمله در نسخه م موجود نيست ( 12 ) ك : يازده ( 13 ) ب : بجهيرا ؛ س ك م : بجهرا ( 14 ) س : قسم ( 15 ) س : خراب ( 16 ) ب پ ك : كذا راى ؛ ح : گذا راى ؛ س : گذر راى ، كند راى ؛ م : گذرى ، كذا راى ؛