تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
تا او را مشير كلّى و جزوى خود كرده آيد ، و طريق راستى و وزارت با او درميان آرم .

مشيرئ ككسه

ككسه مردى عالم « 1 » و حكيم هند بود . چون به خدمت آمده ، پيوسته گاه بيگاه او را پيش تخت داشتى و مشاورت با او كردى : شعر -
لا تستشر غير ندب « 2 » حازم يقظ * قد استوى منه إسرار و إعلان
ترجمه : - مشورت « 3 » جز با اديب و پير مرد « 4 » مكن ، آنكه گفتن يا نهفتن بر وى يكسان « 5 » بود . و از استصواب او نگذشتى ، و جمله امرا و سپهداران را پيشرو لشكر بود . و اموال و نواحى در تحصيل او بودى ، و خزانه در مهر « 6 » او فرمود . و بعد از ان ( ص 195 ) در همه غزوها با محمّد قاسم يار بودى ، و او را مبارك مشير نام كرد .

خبر فتح سكّه و ملتان بر دست محمد بن قاسم ثقفى

(
f 120 a
) پس چون كار ككسه راست كرد ، از ان حصار برخاست و از آب بياس بگذشت و بحصار اسكلنده « 7 » رفت . اهل آن حصار را خبر شد كه لشكر عرب آمد . بجنگ بيرون آمدند . رانده « 8 » بن عميرة « 9 » الطائى « 10 » و ككسه پيشرو بودند . جنگ پيوستند و حربها خيره « 11 » كردند ، چنان كه از جانبين جويهاى خون روان شد « 12 » . عربيان بوقت نماز پيشين تكبير برآوردند و رويا روى « 13 » حمله آوردند « 13 » . مشركان هزيمت شدند و خود را بحصار
هامش
( 1 ) ب ندارد : عالم ( 2 ) ب ك : قلب ( 3 ) ب : مشوغره ( 4 ) پ م : مردمان ( 5 ) ب س م : آسان ( 6 ) پ : در زير مهر ( 7 ) ب ح س ك : علكنده ؛ پ : عدكيده ؛ م : عكسلنده ( 8 ) م : راده ( 9 ) س : عمر ( 10 ) ب ح : الطانى ؛ پ س ك م : الطافى ( 11 ) م : چيره ( 12 ) پ : برفت ( 13 ) پ : روبرو ؛ س : دو بازوى ؛ م : رومارونى