تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
محمّد قاسم اهل « 1 » دار الملك ارور بغرور « 2 » را تحت اقتدار و مطاوعت خود آورد و همگنان مطيع و مامور او گشتند ، رواح بن اسد از نواسگان احنف « 3 » بن قيس را به ايالت ارور نصب كرد ، و امور شرعى و مهم دار قضاء « 4 » و خطابه بصدر الامام « 5 » ( ص 194 ) الأجلّ العالم برهان الملّة و الدين سيف السّنة و نجم الشريعة موسى بن يعقوب بن طائى بن محمّد بن شيبان بن عثمان الثقفى « 6 » رحمة اللّه عليهم اجمعين باز گذاشت ، و فرمود تا رعايا را استمالت واجب بيند و فرمان
يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ
مهمل نماند . و هر دو را (
f 119 b
) برعايت خلق و رعيت وصيت كرد . و مثال مطلق داد . و از انجا منزل فرمود و مىرفت تا بحصار باتيه « 7 » بجانب جنوب آب بياس [ كه ] حصارى بود قديم و والى آن « 8 » ككسه « 9 » بن چندر بن سيلائج عمزادهء داهر بن چچ بود « 8 » .

« 10 » فتح كردن ككسه « 11 » و آمدن او نزد محمّد قاسم « 10 »

و او در جنگ داهر چچ بود ، و از انجا هزيمت شده و شكسته بدان حصار آمده بود و سكونت گرفته . چون لشكر اسلام نزديك رسيد ، مال و گروگانى پيش فرستاد . اعيان و اكابر رفتند و زمين بندگى ببوسيدند . محمّد قاسم ايشان را تربيت كرد و تشريفهاى وافر واجب داشت ، و پرسيد كه اين ككسه از اهل ارور هست ؟ ايشان همه مردمان حكيم و عاقل و راستكارى بودند ، و بامانت و صيانت موصوف ، او را امان داده مىآيد تا بقوّت دل و نسمت « 12 » امل بيايد ،
هامش
( 1 ) ب س ندارد : اهل ( 2 ) ب س ك م : الور بغرور ؛ پ : ارور بغرور ( 3 ) م : احنق ( 4 ) ب پ س : دارى قضاء ؛ م : داؤرى قضاء ( 5 ) س : بصدر الانام ؛ م : صدر الامامة ( 6 ) م : العربى ( 7 ) ب : باسه ؛ ح : بنبه ؛ س م : يابيبه ؛ ك : بابيه ( 8 - 8 ) اين جمله در نسخ بعد از عنوان لاحق در اول فقره مندرج است ( 9 ) س ك : ككه ( 10 - 10 ) تمام اين عنوان در نسخ ب پ موجود نيست ( 11 ) نسخه م اسم « سيلائج » بجاى « ككه » مىنويسد ، كه ظاهرا سهو است ( 12 ) ب پ س ك : نسخت
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 235 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي