را رسمى بود كه هر ششماه يكروز خالى كردى و « 1 » با زنان خمر خوردى و سماع و رقص كردندى « 1 » ، و هيچ اجنبى را نگذاشتندى كه در مجلس خلاء ايشان مداخلت كردى . قضاء اللّه تعالى « 2 » چون جيسيهء داهر آنجا رسيد ، ملك دروهر راى را روز جشن بود « 3 » . بنزديك جيسيه كسى فرستاد و گفت :
ما را امروز خلوت است ، و نامحرمى در شبستان ما نتواند آمد ؛ فامّا تو ما را مهمان عزيزى « 4 » ، و محلّ فرزندى « 5 » ، قدم رنجه كن ، بيا . جيسيه « 6 » درآمد و در مجلس بنشست در ميان زنان راى . جيسيه « 6 » سر فرود انداخت « 7 » ، ( ص 189 ) و بر زمين خط مىكشيد و بدان زنان نمىنگريست . پس دروهر گفت : اين طائفه ترا بمادر و خواهر مىباشند « 8 » ، سر بردار و نظاره كن .
( ابا نمودن جيسيه ) جيسيه گفت كه اصل ما راهب است و ما در عورت نامحرم ننگريم . پس ملك دروهر او را از نظر معاف داشته بر پرهيزگارى و صيانت او تحسين كرد .
پس در حكايت مىآرند كه چون زنان (
f 116 b
) گرد آمدند ، خواهر دروهر چَنگى « 9 » نام ، يعنى حسنه و جميله بود . جيسيّه « 10 » هم از ابناى پادشاهان « 11 » بود ، با حسن تمام و قد عرعر و صورتى نعيم و سيرتى كريم ، بالفاظ چو دُرر « 12 » و الحان « 13 » چو غرر « 14 » ، چشمى خوب منظر و خدّى چو لاله و گوهر . خواهر دروهر در وى نگريست . محبّت جيسيه در دل او جاى گرفت .
هامش
( 1 - 1 ) اين جمله در نسخه پ موجود نيست
( 2 ) پ ك ندارد : تعالى ؛ س : قضاء الهى
( 3 ) س :
قضاء الهى يكروز بوقت سماع و رقص جيسيه داهر آنجا رسيد
( 4 ) ب س ك م : مهمانى عزيزى
( 5 ) ب س ك م : فرزندى دارم
( 6 - 6 ) اين جمله در نسخه م موجود نيست
( 7 ) س : بر فرود نظر انداخت
( 8 ) پ : ترا به محل مادر اند و خواهر
( 9 ) در همه نسخه جنكى نوشته ، كه املاى عربى است ، و در فارسى مىتوان « چنگى » نوشت . امّا تلفظ سندى اين اسم نون غنه مع گاف است و در زبان حالى آن را با چيم و گاف با دو نقطه و ياء نويسند ، و در ديوناگرى ( ) بمعنى خوب
( 10 ) م ندارد : جيسيه
( 11 ) ب : رايان ؛ س : ملوك
( 12 ) و در نسخ : درّ
( 13 ) م : الحان
( 14 ) ب م : عذر ؛ پ : بالفاظ خوب چون غرر