تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
گفت : قول قول است و عهد عهد ؛ از خود بازگشتن كار بزرگان نباشد . رباعى « 1 » :
منگر تو بدان كه ذو « 2 » فنون آيد مرد * در عهد وفا نگر كه چون آيد مرد
در عهدهء عهد اگر برون « 3 » آيد مرد * از هر چه گمان برى « 4 » فزون آيد مرد
امير محمّد قاسم گفت كه « 5 » او را نكشم « 6 » ، فامّا محبوس كنم « 7 » ، و اين معنى برأى حجاج عرضه دارم « 8 » تا چه فرمايد . پس او را با دويست نفر آدمى از اقرباء و متصلان موقوف كردند و ذكر آن در مكتوبات حجاج « 9 » بنوشت . حجاج آن را بعلماء كوفه و بصره فتوى كرد و بجانب وليد بن عبد الملك كه خليفهء وقت بود اعلام داد . جواب خليفه و علماء باز رسيد كه اين دعوى (
f 116 a
) نيز ميان ياران پيغمبر عليه الصلاة و السلام « 10 » بوده است ( قوله تعالى )
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ
« 11 » چون جواب آن در ضمن مثال حجاج رسيد ، [ او را ] با جمله اتباع و متعلقان مخلص فرمود .

رفتن جيسيه به كيرج « 12 »

در احاديث مىآرند از اكابر و اعيان ، كه چون جيسيه بن داهر با هفصد « 13 » مرد پياده و سوار بحصار كيرج « 12 » رسيد ، ملك كيرج « 12 » استقبال نمود ، و تربيت فراوان واجب داشت ، و بمواعيد خوب اميدوار كرد « 14 » ، و گفت : ترا بجنگ لشكر اسلام يارى كنم . ( پس چون ) دروهر راى « 15 »
هامش
( 1 ) ب پ : مثل ؛ م : مثل شعر ( 2 ) م : ذون ( 3 ) م : بيرون ( 4 ) پ : برى گمان ( 5 ) ب س ك م ندارد : امير محمد قاسم گفت كه ( 6 ) ب ك م : نكشيم ( 7 ) ب ك م : كنيم ( 8 ) ب ك م : داريم ( 9 ) م : بحجاج ( 10 ) ب : صلى اللّه تعالى عليه و آله و سلم ؛ پ ك : عليه السلام ( 11 ) القرآن : سورة الأحزاب ، آية 23 ( 12 ) و در جميع نسخ : كورج ( 13 ) ب : هفتصد ( 14 ) پ : گردانيد ( 15 ) پ س : داهر راى