بگذشت ، و در ميان خليجى بماند . راسل گفت كه يك منزل ترا بالا بايد رفت ، و به جيپور « 1 » بر جوى ددهاواه « 2 » كه روستاى راؤر است « 3 » لشكرگاه بايد كرد ، تا ازان موضع با داهر « 4 » در هيجا برابر باشى ، چنان كه از پيش و پس او در توان آمد ، و بر بنهء او فيروز آئى و در ضبط آرى . محمّد قاسم بر آن مشاورت اعتماد « 5 » كرد و به جيپور « 6 » نزول فرمود « 7 » بر جوى ددهاواه « 8 » .
نزول كردن محمّد قاسم به منزل جيپور « 9 »
پس راى داهر را خبر شد « 10 » كه محمّد قاسم با لشكر عرب به جيپور نزول كرد . وزير سياكر « 11 » چون بشنيد گفت : آه بد رفت « 12 » . آن موضع را جيپور « 13 » گويند يعنى موضع ظفر ، و چون لشكر بران زمين وصول كرد « 14 » ، فتح و ظفر قرين ايشان باشد . داهر راى « 15 » ازين معنى تيره شد و آتش غيرت در دماغ او استيلا پذيرفت « 16 » و بخشم گفت : به هد بارى « 17 » نزول كرد ، كه آن موضعى است كه « 18 » استخوان همانجا « 19 » برسد . داهر از انجا برخاست و بهزيمت خود را بحصار راؤر انداخت ، و اتباع و بنه دران قلعه بماند ، و بموضعى نشست كه ميان داهر و لشكر عرب « 20 » يك فرسنگ بود . پس داهر از منجمى سؤال كرد كه امروز (
f 85 b
) مرا اتفاق بجنگ مىباشد يا نه « 21 » ، و زهره كجاست ، و از حال اين دو لشكر از حساب غالب و مغلوب استخراج كن كه سرانجام چگونه خواهد بود . ( احكام منجم ) منجم بعد از استخراج
هامش
( 1 ) ب : جيپوره ؛ پ م : جيور ؛ ح س : جيپور
( 2 ) ب : دهاداه ؛ پ : دهاؤر ؛ س : دهاوه ؛
( 3 ) م : درست
( 4 ) پ : داهر كافر
( 5 ) س : اعتقاد
( 6 ) پ م : جيور
( 7 ) ب س ك م : كرد
( 8 ) كذا در جميع نسخ
( 9 ) اين عنوان در نسخه پ موجود نيست
( 10 ) پ :
كردند
( 11 ) كذا در جميع نسخ الّا نسخه م كه بدون تناقض « سيساكر » مىنويسد
( 12 ) ب س م : آه بدر رفت ؛ ك : آمده رفت
( 13 ) ب س ح : جيپور ؛ پ : جيور ؛ م : چتور
( 14 ) پ :
كردند
( 15 ) م : قدرى داهر راى
( 16 ) ب م : يافت
( 17 ) ب ك : حد بارى ؛ پ : سهل بارى ؛ س : حب بازى ؛ م : هند بارى
( 18 ) ب پ ك م : تا
( 19 ) س : آنجا
( 20 ) ب ك م :
لشكر داهر و عرب ؛ س : ميان لشكر عرب و داهر
( 21 ) ب س ك م : اتفاق جنگ مىباشد