فيل « 1 » مست - و بعضى گويند صد فيل جنگى « 1 » بود - و بيست هزار پياده با درع و درق « 2 » پيش او روان شدند بجنگ « 3 » ، و خود بر ژنده فيل نشست و عمارى (
f 86 b
) بسته و بر گستوان آهنين « 4 » افگنده و زره پوشيده و كمان بزه كرده « 5 » ، و دو نفر كنيزك با وى در عمارى بود ، يكى تيرها پى يكديگر « 6 » بوى مىداد ، و ديگرى تنبول مىداد .
فرستادن داهر محمّد علافى را با جيسيه پسر خود
پس خود بر لشكر براند و پسر را جريده كرد « 7 » و گفت : محمّد علافى را با تو مىفرستم ، كار جنگ عرب او بهتر مىداند . چنان كه مىفرمايد پيش رفتن « 8 » و يا واپس آمدن ، بفرمان و اشارت او باش . آن روز نهم از ماه رمضان سنه ثلث و تسعين « 9 » بود از هجرت رسول اللّه صلى اللّه عليه « 10 » و سلّم .
چون داهر برسيد ، محمّد قاسم مسلمانان را قوت دل مىداد ، و بر جنگ تحريص مىنمود ، و مىگفت : يا اهل عرب ، امروز روز كوشش است . از براى جهت اسلام « 11 » بكوشيد « 12 » ( ص 142 ) و جهد و اجتهاد بجاى آريد « 13 » ، و حول و قوّة بر اعتصام الهى كنيد ، تا مشركان را دفع كنيد ، و از وى مِلك و ملك بشما « 14 » ميراث ماند و مال ولايت بضبط شما آيد « 15 » . و اگر شما ساكن نباشيد و متردّد شويد و دل بشكنيد و عجز و ضعف را به خود راه دهيد ، آن زمان ايشان « 16 » غالب شوند ، و « 17 » همه را بكشند « 18 » و معركه ايشان را شود و متاع خود باز دهيد
هامش
( 1 - 1 ) اين جمله در نسخه س موجود نيست
( 2 ) ب : درع و زره ؛ پ : زرع و زرق ؛ س :
درع و زرع ؛ ك : درع و ذورق ؛ و نسخ ب س كلمه « پوشيده » زياد دارد
( 3 ) ب س ك ندارد : بجنگ ؛ م : بر جنگ
( 4 ) پ : آهنى
( 5 ) پ : بزه كشيده
( 6 ) ب س : به يكديگر ؛ و نسخه پ « پى يكديگر » ندارد
( 7 ) س : « خواند » بجاى « جريده كرد »
( 8 ) م افزايد : ملوك
( 9 ) ب افزايد : يعنى نود و سه
( 10 ) ب س افزايد : و آله
( 11 ) پ س : از براى اسلام ؛ پ : از براى حسبت اسلام
( 12 ) پ : چست بكوشيد
( 13 ) پ : جهد كنيد
( 14 ) پ : ملك ملك شما را
( 15 ) پ : مال از ولايت جمع آورده در ضبط شما آيد ؛ م : مال كه از ولايت آورد ضبط شما آيد
( 16 ) ب س ك م : و ايشان
( 17 ) ب س ك م ندارد : و
( 18 ) پ : بشكنند