بمطاوعت و بيعت او مىآمدند . و امثله كه ايشان التماس مىكردند ، بمطاوعت عرضه مىداشت ، تا جمله سر در ربقهء اطاعت آوردند . و پيش از ايشان چون طاطرس « 1 » بن بجر « 2 » بيلمان و سربند « 3 » ملك كيرج « 4 » و كهوكه « 5 » بن موكه صاحب كنبه « 6 » و قبايض « 7 » بن طاهر همه (
f 82 b
) بعز « 8 » اسلام مشرف گشتند و مال گذار شدند « 9 » . چون محمّد قاسم « 10 » به طرف ملتان رفت او « 11 » همانجا وفات كرد .
تدبير كردن داهر با علافى
و در حديث آوردهاند از محمّد حسن « 12 » كه او روايت كرد : روز اوّل چون علافى از جنگ معاف « 13 » خواست ( ص 135 ) و از محاربت مسلمانان احتراز كرد ، داهر گفت : اگر از جنگ عرب استعفا « 14 » مىخواهى ، با ما باش و طلايه ميكن ، تا از كيد « 15 » ايشان ما را علم مىدهى « 16 » ، و مكر ايشان را دفع انديشيده شود ، و مشاورت دريغ ندارى . پس ( چون ) علافى با داهر بطلايه رفت « 17 » كه از حال ايشان تجسّس كند « 18 » . چون بنزديك لشكر عرب رفتند ، عربيان او را طعنه مىزدند . علافى هزيمت شد و بازگشت « 19 » .
نبشته فرستادن محمّد قاسم بحجّاج بن يوسف
پس محمّد قاسم از ماجراى حال بجانب حجاج مكتوب در قلم آورد و معلوم كرد كه لشكر اسلام از مهران عبره كرد ، و با داهر كافر يك تخته « 20 » مقابل شديم « 21 » . كافران هزيمت شدند و السلام .
هامش
( 1 ) كذا فى نسخ ح س ك ؛ ب : طاهر س ؛ پ : طاؤس بن سليمان ؛ م : خاطر
( 2 ) م : بحر
( 3 ) پ : سوبند ؛ ك : سونيذ
( 4 ) ب ح س ك : كيوج ؛ پ م : كنوج ؛ قراءة « كيرج » قياسى است
( 5 ) ب ح س ك ندارد : و كهوكه ؛ پ : كه
( 6 ) ب س م : كته ؛ ك : كتر
( 7 ) م : قيان
( 8 ) س : شرف
( 9 ) ب س ك م ندارد : و مال گذار شدند
( 10 ) بر وفق نسخه پ ؛ سائر نسخ فقط اسم « محمد » دارد
( 11 ) در جميع نسخ : و
( 12 ) ب : حسين
( 13 ) ب س : معافى
( 14 ) ب پ : استغفار
( 15 ) ب : قيد
( 16 ) پ : دهى
( 17 ) جميع نسخ : رفتند
( 18 ) جميع نسخ : كنند
( 19 ) پ : علافيان بهزيمت باز گشتند ؛ س : علافي هزيمت شده بازگشت
( 20 ) پ : بيك تخته ؛ م : بر يك تخته
( 21 ) م : شدهم