تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
شد ، و لشكر كافران در پيش مقابل خواهدآمد . هر كرا دل باز گشتن مى باشد ، هم ازين جا باز گردد « 1 » ، كه خصم در مقابل آيد و جنگ پيوسته شود . در آن زمان « 2 » اگر كسى روى برگرداند ، دل حشم را بشكند و روى بهزيمت آرند « 3 » ، خصم بر ما چيره « 4 » گردد ، و عارى بزرگ باشد ، و مردار ميرد « 5 » و گرفتارئ « 6 » عذاب آخرت در پيش . هيچ كس باز نگشت ، الّا سه نفر : - يكى گفت : منم كه دخترى دارم و هيچ كاسبى « 7 » جز از « 8 » من ندارد ؛ و ديگرى گفت : من مادر « 9 » دارم و هيچ قرابتى قريب ندارد كه او را دفن كند و تيمار غم « 10 » او خورد ؛ و سيوم گفت : من وام بسيار دارم ، [ و ] هيچكس زنده « 11 » نيست كه از گردن من بيفگند « 12 » . امير قاسم ايشان را اجازت كرد . ديگران جمله باتّفاق وصيت بايستادند .

پل بستن براى عبره « 13 »

پس چون پل راست شد ، فوج « 14 » گذشتن گرفت . هيچكس را آزار نرسيد « 15 » الّا يك شخص تراب « 16 » نام از بنى حنظله كه بوقت گذشتن پل بيفتاد ( ص 133 ) و غرق شد .

گذشتن لشكر عرب « 17 »

پس لشكر اسلام روان شد « 18 » ، تا بنزديك حصار بيت رسيدند « 19 » ، و جمله سواران در آهن مغرق شده برآمدند ، و به اطراف به حكم « 20 » طلايه نصب كرد و بفرمود تا بگرد لشكر خندقى (
f 81 b
) ساختند ، و بنه را ساكن فرمود . و
هامش
( 1 ) پ : گردند ( 2 ) ب س ك م ندارد : در آن زمان ( 3 ) پ : آرد ( 4 ) ب پ س ك : خيره ( 5 ) م : مىرود ( 6 ) ك : گفتار ( 7 ) ب س ك م : هيچ كس ( 8 ) ب س ك م : بجز ( 9 ) س : والده ؛ م : مادرى ( 10 ) ب س ك م : و يا غم ( 11 ) پ ك م : دوزنده ( 12 ) پ : ساقط كند ( 13 ) ب : و غيره ؛ م : بر عبره ( 14 ) پ : از بند فوج فوج ( 15 ) ب س ك م : هيچكس نماند ( 16 ) ب ح : تودان ؛ پ س ك : توران ( 17 ) نسخه پ اين عنوان را ندارد ( 18 ) پ : شدند ( 19 ) ب س ك م : آمدند ( 20 ) م : محكم
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 159 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي