تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
به پانزده تا دوازده عدد يك قران ميرسيد و در همين شب نيز بود كه اهل خير برنج و روغن و ماهى و تخم‌مرغ به در خانه‌هاى مستمندان داده آنانرا نيز متعنم ميساختند .

ماهى دودى

در اين دوره ، يعنى تا قبل از زمان رضاشاه چون وسايل نقليهء تندرو ، مخصوصا باركش آن وجود نداشت ، ماهى را تا بتوان هم براى چندى نگاهدارى و هم حفظ از فاسد شدن نمود ، آن را در محل صيد چندى در آب نمك غليظ خوابانيده ، مدتى آويخته و دود داده ، خشك نمك سود آن به اسم ماهى دودى مىآوردند كه قبل از طبخ بايد قطعات آن را در آب انداخته هر نيم ساعت و يك ساعتى آب آن عوض بكنند . همچنين بود وضع سبزىپلوى شب عيد كه چون امكان آوردنشان از نقاط گرمسيرى دوردست به مثل امروز نبود و سبزى خود تهران هم هنوز در زير برف و بدست نيامده بود . يا بايد سبزى پلوى اين شب را از خشك كرده‌ى آن ، يا چنانچه در بالا آورده شده از سبزى بارآورده در گلخانه‌ها با قيمت گران استفاده بكنند ، كه صورت دوم مخصوص پولدارها بود و به طبقات پائين نميرسيد .

علف پلو

عقيده به پلوى سبزىدار اين شب بود كه خوردن آن در چنين شبى دل را زنده و احشاء را تازه و بدن را رطوبت مفيد ميبخشد و روح تازه به تن دميده نشاط و تازگى همراه ميآورد ، و در چنين شبى هم بود كه نديده بديده‌ها و تازه به دوران رسيده‌ها جهت خودنمائى اين‌كه سبزى تازه به كار برده‌اند آشغال‌هايش را با كله‌ماهىهايشان كنار در خانه‌هايشان ميريختند . آشغال سبزىها و كله‌ماهىهائى كه يكى خودشان را با برنج و روغن و ساير لوازم خريده به در خانه‌ها ميداد و يكى دلشان را سوزانده آشغال‌هايشان را