بشقاب پلو را به دستش بدهد و سورهء انا اعطينا را خوانده به صورتش فوت بكند و بگويد تا از پلو بخورد و بختبسته دو لقمه خورده وارد خانه بشود و كاملتر و مجربترش اينكه تمام بشقاب پلو را پشت در بخورد . اما آنچه اين عمل را خاطرجمع مينمود كه پزندهى آن از ابتدا تا آخر نه از آن چشيده نه چيزى از آن به دهان ببرد .
نور و چراغ
ديگر از اعتقادات شب سال نو بود كه بايد شعله و نور و چراغ زياد در خانه باشد .
يعنى اجاقشان روشن و منقلشان با آتش و چراغهايشان هرچند كه دارند و حداقل در هر اطاق يكى دو چراغ روشن داشته باشند ، كه سواى سنت ملى روايت مذهبى نيز داخل آن شده بود . روايتى كه مصرف نور و چراغ را هرچه باشد اسراف ندانسته ، به همانگونه كه مصارف سفر حج هرچند تبذير و به هر خاطر كه شود اسراف به حساب نيامده مؤاخذه نخواهد داشت . و همين چراغ و چراغها بود كه بايد يكسره تا صبح يك روز بعد از سال نو يعنى روز دوم نوروز روشن مانده خللى در روشنائى آنها بوجود نيايد در حدى كه حتى در نفتگيرى آنها بايد كمال دقت به عمل آيد تا خاموش نشده لطمه به شعله و لوله و لاله آنها اصابت ننمايد .
عقيده در چراغهاى شب عيد
اگر چراغها از ابتدا تا انتها همچنان صحيح و منور مانده نورافشانى مينمود سال صاحب آن پر بركت و نعمت و با دلخوشى و تندرستى و سلامت توأم ميگرديد .
اگر لولهها يا لالهها دود زده شمع آنها به يكسو مىافتاد تاريكى و تلخى و كدورت در زندگى آنها بروز كرده تحول ناگوار پديد ميآمد .
اگر چراغ خاموش شده بود چيزى از دستشان ميرفت و از اميدى نااميد