تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
در هر صورت قهقهه را سر داده آن را وسيله‌ى تفريح و تفنن خود ميساختند ، اما در عوض خيرخواهان و نيك‌انديشان و مژده‌رسانهائى هم بودند كه با آواز و صدا و مكالمه‌ى شادشنوندگان را شادمان و اميدوار ساخته در اين شب سخنان خوش ميگفتند .

قاشق‌زنى

ديگر از كارهاى اين شب قاشق‌زنى بوسيلهء زنها و دخترها بود كه از دو سه ساعت از شب گذشته كه تردد مردم در كوچه‌ها اندك گشته به خانه‌ها رفته بودند شروع شده چادر به سر كرده همراه پيالهء مسى و قاشق چوبى كه صداى بم لطيف داشته باشد به پشت در خانه‌ها رفته به زدن قاشق‌ها به لب پياله‌ها ميپرداختند و منتظر ميماندند تا از طرف ساكنان منازل چيزى در پياله‌هاى آنها افكنده شود كه باز اين نيز تفألى بود كه بوسيلهء اشياء دريافتى خود را در نيّات كامروا يا ناكام مىانگاشتند . به اين صورت كه اگر از طرف سكنه در پياله آنها قند يا نبات يا شيرينى يا پول يا برنج و حبوبات و ميوه و خوردنى و امثال آن ريخته شده بود آن را دليل بر شيرين‌كامى و حاجت‌روائى و مقصوديابى و از قبيل آن ميدانستند و هرگاه مخالف آن و از طرف بدذات‌ها و هم‌آزارها در ظرف خود سياهى و تلخى و امثال آن مييافتند ، با دل تنگ و خبردهنده‌ى غم و تيره‌روزى و عزا و رنجورى و مثل آن ميديدند ، كه در اين مورد نيز خوش‌مزگىهائى نيز بميان ميآمد كه هم باعث تفريح و خنده‌ى اهل خانه و هم قاشق‌زن از آن خوشحال ميگرديد كه بعضى نرى گوسفند و بعضى نيم‌سوز و بعضى گوشت‌كوب « همان گوشت‌كوب كهنه‌ها را كه براى مانند اين كار گذارده بودند » و بعضى چوب‌تراشيده‌اى كه به شكل نرى ساخته شده بود در پياله‌ها مىانداختند كه اگرچه بىادبى و جسارت و زنندگى كامل را ميرسانيد اما باز مژده‌دهنده و بشارت‌بخش حوائج