ميشدند .
اگر لوله يا لالهاى ميشكست و يا چراغ واژگون ميگرديد كسى از نزديكان يا پيوستگان آنها تلف شده يا زندگيشان پشتورو ميگرديد .
هفتسين
ديگر از آداب نوروزى چيدن سفرهء هفتسين بود كه براى ساعت تحويل آماده ميگرديد و بيش از حد به آن اهميت داده ميشد تا آنجا كه با نچيدن آن خرابى روزگار و نگونسارى كار و بار را خود با دست خود خريده بودند و به اين صورت انجام ميگرفت كه در دو سه ساعت جلوتر سفرهاش كه چلوار يا هر نوع پارچه اما سفيد و تميز بود گسترده ، هفت نوع خوردنى از جمله : سير و سركه و سماق و سمنو و سبزى و سنجد و سيب در آن نهاده شده با ديگر اشياء و مأكولات آن را زينت ميكردند . اما آنچه هفتسين واقعى را شامل ميگرديد كه سنتىها و دولتمندان ميگستردند عبارت بود از سفرهاى بسيار زيبا از گرانبهاترين پارچهها مانند ترمه و شال و قلمكار كه روى سفيد پهن بكنند در بالاترين نقطهء اطاق يا طالار گسترده با اشياء زير مزين ميساختند .
قرآن باز كرده كه در لابلايش سكههاى طلا و نقره براى دشت اول سال گذاشته بودند وسط سفره ميگذاشتند . كاسهاى آب و شيشهى گلابى دو طرف قرآن ميگذاشتند . بشقابى آرد و بشقابى نان بريده در دو طرف ديگرش ميگذاشتند . چهار لاله يا شمعدان يا چراغ يك فرم روشن كرده چهارگوشهاش قرار ميدادند ، و اينها بود اساس اصلى سفره كه رحمت و وسعت و روشنائى و خير و بركت ميآورد و بجز اينها اشياء زير كه هفتسين را كامل نموده به آن رونق مىبخشيد :
ابتدا مواد اصلى هفتسين كه بشقابى سير خشك و تنگى سركه و بشقابى سماق و كاسهاى سمنو « 48 » و بشقاب يا كوزهاى سبزى سبز كرده كه در سبزه سبز
هامش
( 48 ) . خوردنىاى از جوانهء گندم كه پختنش لازم به تجربه و اطلاع كافى از بدست آوردن جوانه تا پختن كه بدون روغن و شكر بسان حلواى شل يا كاچى شيرين و مطبوع و چربناك بشود . رندى با فراگرفتن پختن آن به ميان قومى رفته ، با ادعاى پيمبرى و سمنو را كه حلوائى بىروغن و شكر ميتواند تحويل بدهد معجز خود قرار داده ، صاحب بسى مريدان هوشمند مىشود ! ؟