سكويى به ارتفاع يك ذرع قرار داده شده بود و دليل به مرواريد نام گرفتنش اين كه به گلوگاهش گردنبند مانندى با دانههائى شبيه مرواريدهاى درشت از خود جنس توپ كه از مفرغ بود و با خود آن ريخته و يك تكه بود تعبيه شده بود .
دربارهاش روايات عوام ساختهاى بود كه از شيراز به اذن شاه چراغ « 30 » ، بدون هيچ وسيله به اينجا آمده قرار گرفته است و ديگر اينكه نادرشاه با آن فتح هندوستان كرده است و ديگر كه نظر كرده و خوابنما شده است و به هر صورت كه طرف اعتقاد مردم قرار گرفته به او التجا ميبردند .
چه توان گفت كه چون مردمى دچار فقر دانش فرهنگى و زمامداران خودكامه شوند پناه به غير آنها مىبرند ، اگرچه چوب و آهن و سنگ و درخت و توپ مخرب و كشندهاى باشد و آنچه كه ذهنشان برايشان مانند بت جاندار و بىجان و غير آن ترتيب بدهد . اما آنچه بود بر مخزن جاى باروتش نام فتحعليشاه قيد شده بود .
بهر تقدير توپى بود كه به آن ، مخصوصا زنان اعتقاد كارگشائى داشته شبهاى جمعه و اعياد و مثل آن به زيارتش رفته حاجت خواسته دخيل ميبستند . قبلا چون به روى زمين بود و وسيلهء بازى جوانان و زورآزمائى بزرگسالان شده و جابجايش
هامش
( 30 ) . شهرت امامزاده سيد احمد برادر حضرت رضا ( ع ) ، مدفون در شيراز .