حالى كه شعلهء آن خاموش نشده بود از دهان خارج ميكردند و در حالى كه دودهء نفت چهرهء اصليشان تغيير داده بود شعرهاى زير را خوانده پول ميگرفتند .
آتيش افروزه * سالى يه روزه
دنيا دو روزه * مثل نيمسوزه
آتيش افروزه * سالى يه روزه
پرسيد درد ميياد * يا كه ميسوزه
گُف با پول ، نه درد * نه كه ميسوزه
آتيش افروزه * سالى يه روزه
دس خالى نيا * دلم ميسوزه
تو دسّم بذار اگه چلغوزه « 31 » * آتيش افروزه
سالى يه روزه * واسه اسكنت
كلك و دوزه * مُفخور هركى هس
خيلى پفيوزه * آتيش افروزه
سالى يه روزه * پول ندى اگه
قوزت رو قوزه * ميشى روفوزه
ميرى تو كوزه * آتيش افروزه
سالى يه روزه .
بزك شب چهارشنبهسورى
ديگر از اعمال شب چهارشنبهسورى بزك زنها از دو سه ساعت بعدازظهر بود كه بايد براى پريدن از روى آتش غروب شسته روفته و تر و تميز و با جلوه و جلا بوده باشند كه آرايش ( هفت قلم ) از جمله آرايشهاى همين شب بشمار ميآمد با اعتقاد آنكه بزك چنين شبى چهره را تا آخر سال منور و جالب ميگرداند ، صرفنظر از اصلاح سر و زلف و گيس و انداختن بند كه اين كار مخصوص روز قبل اين روز يعنى شب سهشنبه بود كه طالع ( ستاره زهره ) « 32 » را صاحب ميگرديد ، با دقت كامل خوددارى در اين روز از هرگونه كسر و نقصان و زدودن مو از سر و روى و
هامش
( 31 ) . فضلهء مرغ و كبوتر .
( 32 ) . از نظرات منجمين كه در تقاويم ميآوردند .