تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
حالى كه شعلهء آن خاموش نشده بود از دهان خارج ميكردند و در حالى كه دودهء نفت چهرهء اصليشان تغيير داده بود شعرهاى زير را خوانده پول ميگرفتند .
آتيش افروزه * سالى يه روزه دنيا دو روزه * مثل نيم‌سوزه آتيش افروزه * سالى يه روزه پرسيد درد ميياد * يا كه ميسوزه گُف با پول ، نه درد * نه كه ميسوزه آتيش افروزه * سالى يه روزه دس خالى نيا * دلم ميسوزه تو دسّم بذار اگه چلغوزه « 31 » * آتيش افروزه سالى يه روزه * واسه اسكنت كلك و دوزه * مُف‌خور هركى هس خيلى پفيوزه * آتيش افروزه سالى يه روزه * پول ندى اگه قوزت رو قوزه * ميشى روفوزه ميرى تو كوزه * آتيش افروزه سالى يه روزه .

بزك شب چهارشنبه‌سورى

ديگر از اعمال شب چهارشنبه‌سورى بزك زنها از دو سه ساعت بعدازظهر بود كه بايد براى پريدن از روى آتش غروب شسته روفته و تر و تميز و با جلوه و جلا بوده باشند كه آرايش ( هفت قلم ) از جمله آرايشهاى همين شب بشمار ميآمد با اعتقاد آنكه بزك چنين شبى چهره را تا آخر سال منور و جالب ميگرداند ، صرفنظر از اصلاح سر و زلف و گيس و انداختن بند كه اين كار مخصوص روز قبل اين روز يعنى شب سه‌شنبه بود كه طالع ( ستاره زهره ) « 32 » را صاحب ميگرديد ، با دقت كامل خوددارى در اين روز از هرگونه كسر و نقصان و زدودن مو از سر و روى و
هامش
( 31 ) . فضلهء مرغ و كبوتر . ( 32 ) . از نظرات منجمين كه در تقاويم ميآوردند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 77 | جعفر شهرى باف