تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢

قلياب سركه

بعد از همه كه جامعترين باطل سحرها و كارگشائىها بشمار ميآمد قلياب سركه بود كه بايد در بعدازظهر شب چهارشنبه‌سورى درست بكنند . به اين صورت كه هفت دختر نابالغ را كه به عذر ماهانه نرسيده باشند را جمع و يكىيكى را به نوبت پشت هاون نشانيده وادار به كوبيدن قلياب بكنند و سپس آن را هفت قسمت و هر قسمت را جلوى دست يكى از آنها گذارده تا با پشت ناخن‌هاى شست قلياب برداشته در قدح سركه‌اى كه ميانشان گذاشته شده است بريزند و خودشان با قاشق چوبى بهم زده اهل خانه ميان هم قسمت بكنند و طريق به كار بردن آن اين‌كه آفتاب نرفته مقدارى از آن در آفتابه ريخته و رويش آب بسته چهارگوشه‌ى اطاق و زواياى مكان و پاشنه‌ى در بپاشند و بقيهء باقيماندهء سهم خود را كه بايد حتى الامكان در مصرفش امساك نموده كه تا آخر سال برسانند كنار گذارده در ناراحتىها بهمانگونه به كار ببرند . لاكن آنكه نبايد از ياد برود جمله‌ى ( هركه كرد عاطل ، من كردم باطل ) بود كه هم دخترها بايد موقع ريختن قلياب در سركه بطورى كه شنيده شود به زبان بياورند و هم عمل كننده هنگام عمل ذكر بكند . باطل سحرى كه رو دست نداشته بوى بدنش هر نوع جادو را با موكلينشان از شيطان و جن و پرى فرارى داده به كار برده را از همه سحرها پاك مادرزاد مينمود ! بعضىها هم كه براى خاطرجمعى ، بعد از قلياب سركه ، پوست پياز و فضلهء سگ هم زير دامن‌هايشان دود ميكردند و پسران نابالغ خانه را واميداشتند تا بيرون در كوچه و اطراف حياط و جلو درگاهها بول بكنند .

توپ مرواريد

توپى بود سرپر « 26 » در دو ذرع « 27 » و نيم طول و حدود يك وجب قطر دهانه ، با دو چرخ قطور ، شبيه چرخ گارى كه در ميدان ارك « 28 » يا ميدان نقاره‌خانه « 29 » بر روى
هامش
( 26 ) . اسلحه‌هاى آتشى قديم را گلوله و خرج از سر ، يعنى از دهانهء خروجى گلوله مىگذاشتند . به اين صورت كه باروت ريخته ، كهنه فرو برده با سمبه مىكوبيدند و سپس گلوله انداخته و باز كهنه فرو برده روى آن مىكوبيدند و وسيلهء فتيله آغشته به باروتى كه از بالا يعنى از ته توپ به باروت مىرساندند و سر آن را آتش مىزدند گلوله را پرتاب مىكردند . ( 27 ) . مقياس اندازه‌گيرى به مقدار يك متر و چهار سانت . ( 28 ) . ميدان پانزده خرداد فعلى ، يا ميدان ادارهء راديو . ( 29 ) . اطاقى كه بر سردر دروازهء ارك براى نقاره‌چيان ساخته شده بود و در آن اعياد و روزهاى سلام نقاره مىزدند . به ميدان نقاره‌خانه هم شناخته شده بود .