تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
سرمه‌ى قزوين و آنچه كه چشمشان ميبرد « 24 » و برايشان مفيدتر شناخته شده بود و اعمال زير كه در جهت پروردنشان انجام ميدادند . سرخاب را كه چهل روز در شعاع طلوع خورشيد قرار بدهند ، و سفيداب را كه زير فرش دم در كه زيادتر پا بخورد بگذارند ، در اين خاصيت كه سرخابش درخشندگى چهره را زيادتر ساخته ، سفيداب پاخورده بهتر به روى صورت ميخوابد و از حنائى كه خريده‌اند در همان روز كمى خيسانده يك گل به كف دست بگذارند و اما مهر گياه كه به خاصيت جلب محبتش اعتقاد زياد داشتند ريشهء گياهى بود سمى كه خوردن پيوسته‌اش موجب اختلال فكر و جنون ميگرديد . گياهى كه دعانويس‌ها و زنان كولى از آنكه مهر بر سر اسمش بود استفاده‌ى جادوگرى و جيب‌برى نموده كه همراه دارنده‌اش را محبوب قلوب و افسون شده‌اش ، به اسم هركه افسون شده باشد را مطيع و منقاد و خورد دادنش كه اثر غير قابل تصور ميبخشد و چه و چه‌ها كه غير فريب و جز اين نبوده كه بخورد داده شده را مسموم و عاطل مىكند ، اما افسونى كه براى آن ساخته شده بود . افسونى با افسون كفتار متعلق به پيرزنى از همسايگان به نام گلين‌آغا كه پس از مرگش توسط كسانش به خيال پول از متكايش بيرون كشيده شده چون مأيوس ميشوند به دورش مىافكنند و به اختيار نگارنده در ميآيد كه جهت تكميل مقال آورده مىشود ، در مطالب زير كه بر روى كاغذ زرد و با زعفران نوشته شده تكه چوبى ريشه‌مانند در وسط آن قرار داده دورش جلد سبز گرفته شده بود . بسم اللّه الرحمن الرحيم عشق و محبت گلين‌زادهء نورخاتون در دل ابو تراب پسر كريم الحمد للّه رب العالمين بيقرار و بيتاب شود ابو تراب پسر كريم از عشق گلين زاده نورخاتون الرحمن الرحيم ميل و هوس و چشم و دل ابو تراب پسر كريم به
هامش
( 24 ) . بردن ، نبردن اصطلاحى بود كه در اين‌گونه موارد به كار ميبردند . در اين معنى كه اين دارو مفيد و مناسب اين مرض يا بيمار يا عضو او بوده يا نمىباشد .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 67 | جعفر شهرى باف