بزك براى سال تازه و خريدن كوزهى نو كه بايد تا پيش از ظهر روز سهشنبه كه شب چهارشنبهسورى حساب ميشد و آفتاب رو به بلندى بود صورت بگيرد و كوزهى آن را تا آب كردن روى طاقچهء رو به در اطاق بگذارند و بعضى كه آن را بعد از ظهر و پس از شكستن كوزهء كهنه كه از بالاى در نقارهخانه « 22 » پائين انداخته بشكنند « 23 » بخرند .
پس تا بلند شدن اذان ظهر براى خريدن اسباب بزكى بود كه سفيدى و سرخى و رنگهاى روشن و از آن ببعد براى آنچه كه ميل به تيرگى و سياهى داشته باشد ، مانند رنگ و روناس و حنا و وسمه و سرمه و امثال آن ، تا اثر سياهى و تابناكى موى و مژه و چشم و ابروى آنان را زيادتر نمايد و از نظر انتخاب اسباب بزك ؛
سرخاب تبريز و سفيداب ملاير و رنگ و روناس شيراز و وسمه و حناى كاشان شناخته شده بود و سرمهء آن را كه خود ، از مغز بادام و مغز قلم گاو و سنگ
هامش
( 22 ) . اطاقى بالاى سر در دروازهء ارك « دروازهاى واقع در جنوب ميدان ارك » براى نقارهچيان شاهى كه در اعياد و روزهاى مبارك و روزهاى سلام و بسلامتى سلطان در آن نقاره ميزدند .
( 23 ) . كوزهء كهنه را از شن پر كرده نزديك غروب از نقارهخانهء ميدان ارك ( ميدان پانزده خرداد فعلى ) پائين انداخته ، يا با انعامى آن را توسط نقارهچىها به پائين مىانداختند ، و با شن و ريگ شكستنشان به اين نظر كه با پخش و پلا شدن شنها با تكه كوزهها كل ناراحتى و دلتنگى و نحسى و بستگيشان پراكنده مىشود و بعضى كه كوزهء تازه را در همان هنگام و پس از شكستن كوزهء كهنه خريده ، در آن گلاب گردانده ، از آب قنات شاه كه در حوض وسط ارك ميريخت پر كرده به خانه ميآوردند . كوزهاى كه ميتوانستند در خود ميدان ارك وسيلهء خود كوزهفروشها براى همين روز گله به گله روى هم دسته شده بود بدست آورند .