تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
پس با جمع اين وقايع شب چهارشنبهء آخر سال براى ايرانيان شب شادى و سرور شناخته شده با برافروختن آتش يادشان نگه ميداشتند و به مرور كه سنن و عقايدى بر او چسبانيده ، امور در اين شب را ميمون و قرين خير و شگون ميدانستند ، از جمله سنن و آداب زير كه بجا ميآوردند .

آداب شب چهارشنبه‌سورى

از يكى دو روز به شب چهارشنبه‌سورى مانده آب‌هاى حوض و حوضچه « 16 » هاى خانه را خالى و عوض ميكردند ، به اين صورت كه قبلا زنها ظروف دم‌دستى و سپس هرچيز كثيف شستنى خود ، مانند البسه ، على الخصوص لباس‌هاى زير را داخل هم شسته و آب كشيده به روى بند پهن ميكردند و به نيت اتصال خانواده از بغل به همشان گره ميزدند . بعد از آن كمى سركه و ذغال به هركدام از حوض و حوضچه‌ها ريخته ، آب‌حوض‌كش خبر كرده ، يا دسته‌جمعى كمك كرده آنها را خالى و آبهايشان را به نيت بيرون ريختن سياهى و ترشى و چرك‌دلى از خانواده به جوى كوچه ميريختند و آب تازه ، كه قبلا هركدام از اهل خانه حب نبات يا حبه‌قندى در حوض و حوضچه بيندازند مىانداختند . آبى كه روشنائى و صفاى تازه به خانه آورده كسى تا در رفتن ( توپ سال نو ) « 17 » و ( آمدن عمو نوروز ) « 18 » حق دست زدن
هامش
( 16 ) . حوض كوچكى كه كنار آشپزخانه‌ها با ديوارهء بلند براى شستن ظروف ميساختند . ( 17 ) . تبديل سال كهنه به سال نو با شليك كردن توپ معلوم ميگرديد . ( 18 ) . ترسيم پيرمردى در اذهان شبيه بابانوئل مسيحىها كه ميگفتند سال نو را او ميآورد ، همراه قصه‌اى كه از او با ننه پيرزن خاطر خواهش داشتند . به اين مضمون كه ننه پيرزن كه عاشق بيقرار عمو نوروز بوده تا مطلع از آمدن عمو نوروز مىشود خود را هفت قلم آراسته به انتظار مىنشيند كه در همان انتظار به خواب ميرود و زمانى بيدار مىشود كه عمو نوروز آمده و چون او را در خواب ديده بازگشته است ؛ كه ننه پيرزن افسوس‌خوران قصد هلاك خود مينمايد و -
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 64 | جعفر شهرى باف