به آن را نداشته ، در صورت اضطرار كه بايد تا برگزارى چهارشنبهسورى صبر بكنند .
دومين آداب شب چهارشنبهسورى افسون كردن اسباب سفيدبختى ، از جمله ( مهر گياه ) « 19 » و ( عضو كفتار ؟ ) « 20 » و قلم بردن به الواح و طلسمات سال كهنه بود كه به پيش حكاكها و دعانويسها و ملاهاى جهود ميبردند « 21 » و خريدن اسباب
هامش
- در اين قصد هلاك بوده كه اگر خاك بر سر ميكرده فغان برميآورده باد و طوفان و رعد و برق ميشده ، اگر گيسهايش را ميكنده برف ميباريده . اگر خود را به دريا مىافكنده باران ميباريده ، احوال روز اول سال را كه در كداميك از اين حالات بوده از آن ميگفتند .
( 19 ) . ريشهء گياهى سمى .
( 20 ) . عضو تناسلى كفتار ماده به اسم ( ك . كفتار ) كه زنها همراه داشتن آن را وسيلهء سفيدبختى ميدانستند . عضوى كه زنان كولى دربارهاش تبليغ فراوان داشته سم كفشك بيرون كشيدهى بز و گوسفند را خشكانيده به جاى اصلى آن به قيمت بس گران ، تا آنجا كه به سر و وضع و بلاهت مشترى نگاه بكنند به فروش ميرسانيدند . قبول هوسانگيزى اين عضو گويا به اين خاطر بوده كه كفتار از زشتترين و كريهترين و آلودهخورترين حيوانات بوده به خود گفتهاند در جائى كه نر او به وى ميل بكند همراه داشتنش نر آدمى را به مادهء خود هرچند زشت و پير و نخواستنى باشد بطور يقين متمايل مىكند ! همچنين به اسم مهر گياه كه ريشهء گياهان را قالب ميزدند و ديگر فروختنىهايشان مانند ليلى و مجنون و مهرهء مار و امثال آنكه از شن و ريگهاى ماسههاى كنار دريا و رودخانهها فراهم نموده سفيد و باريكهايشان را به جاى مهرهى مار ، كه آن نيز يكى ديگر از اسباب جلب محبت معرفى شده بود ، در شرايط زير كه بايد نر و ماده باشند و در بدستآوردنشان كه موقع جفتگيرى و اينكه خواهنده شلوار خود بيرون كشيده به رويشان بيندازد باشد و شرط درست بودنش اينكه اگر كسى با آنها به دكان نانپزى برود نانها از تنور فرو ميريزند . ليلى و مجنونهايشان كه اگر در نعلبكى سركه بيندازند بههم جفت ميشوند ، كه سراپا دروغ و ساختگى و بىحاصل . الّا آن كه با حرفهايشان فريب سادهدلان بدهند .
مهملاتى كه به قرون و اعصار در جسم و روان مردم ريشه دوانيده دست اجنبى به تقويت آن يارى رسانيده عالى و دانى را دربرگرفته بود .
( 21 ) . در اين عقيده كه اثرشان تازه بشود و اگر دسترس به حكاك و ملا و مثل آن نبود ، خود با سر سوزن لحافدوزى به خطوطشان دست ميبردند .