استجابت خواستههايش ميدانستند بپردازيم :
در اين شب بوده كه شعاع نور ربوبيت در كوه طور بر موسى ( ع ) ظاهر مىشود .
در اين شب بوده كه آتش نمرود بر ابراهيم خليل ( ع ) گلستان مىشود . در اين شب بوده كه آهن در دست داوود نبى نرم مىشود . در اين شب بوده كه با خوردن سم اسب طهمورث به سنگ و جهيدن آذرخش از آن كشف آتش مىشود ، و به قولى كه با پرتاب تكه سنگ او به طرف مار كه ميخواسته او را هلاك كند اين كار مىشود . « 13 »
در اين شب بوده كه زرتشت به پيغمبرى رسيده و هم در چنين شبى آتش براى او صفات ملكوتيش مظهر ستايش مىشود : به اين خاطر كه از عناصر چهارگانه عنصر علوى و نور و ميل به صعود و ترفع مىكند . هر پليد را طاهر ساخته بدون آنكه خود آلوده بشود . هستىبخشى و حياترسانى مىكند . « 14 » در اين شب بوده كه مزدكيان نابود ميشوند . « 15 »
ديگر : مختار ثقفى كه بههمينگونه يعنى برافروختن آتش در چنين شبى ، تا دشمن را از دوست تميز بدهند به قتلهء حسين ابن على ( ع ) تاخته دمار از روزگارشان برآورده سبب شادى شيعيان ميگردد .
هامش
( 13 ) . يكى از تراوشات فكرى مورخين ! بىآنكه انديشه كنند اگر آتش تا قبل از آن شناخته نبوده نعل سم اسب طهمورث كه به سنگ بخورد با چه درست شده ، يا آهن داوود كه در دستش نرم شده با چه به وجود آمده است ؟ !
( 14 ) . صفاتى كه زرتشت جهت پيروان خود ميخواسته است .
( 15 ) . چون از طرف مزدكيان كه داراى عقيدهء اشتراكى بودهاند عرصه به انوشيروان تنگ و بزرگان قوم آخرين راه چاره را نابوديشان تشخيص ميدهند شب از ميان برداشتنشان شب مورد سخن ، به نشانهى فروزش آتش بر بامها معلوم مىشود . فتنهاى در چنان اشاعهى مرام كه همه چيز مردم از مال و ناموس و مقام مورد تعرض قرار ميگيرد ، تا آنجا كه زن قباد « مادر انوشيروان » از بستر پادشاه بيرون كشيده شده به متابعان سپرده مىشود .