تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
بشكه قالب بستنىشان : بيا كه بهار آوردم ، نوبهار آوردم . جيگر و جلا ميده بستنى . پرهل و گلابه بستنى داد ميزدند . آب‌آلوئىها كه لگن‌هاى آلو خيس كرده‌هاى خود را سر هرسه راه و چهارراه بر روى چهارپايه‌هاى بلند « 11 » خود گذارده : سرآبه آب آلو « 12 » ، تشنه بيا آب آلو . صفرابره آلو داد ميزدند . باغبان‌ها كه بيل بدوش : آى باغچه بيل مىزنيم ، آى مو هرس ميكنيم داد ميزدند .

شب چهارشنبه‌سورى

آخرين سه‌شنبه‌ى آخر سال را شب چهارشنبه‌سورى ميگفتند . شبى كه امروزه فقط بته‌سوزانى آن مانده ، در آن زمان يعنى تا نوجوانى نگارنده درباره‌اش اعتقادات همراه با سنت‌هائى داشتند كه بايد بجا آورند و لازم مىكند قبلا به دليل حرمت آن‌كه شب عزيز و شب برآمدن حاجات و رواشدن نيات و
هامش
- آن ، همراه چهارپايه‌اى كه آن را موقع فروش بر رويش بگذارند و به يك شانه‌شان آويخته بود بر سر ميگرفتند . ( 11 ) . چهارپايه‌اى تا نزديك كمر ، بدون كف كه چون لگن آب آلو را بر آن قرار دهند در آن جاسازى و محكم مستقر بشود . ( 12 ) . آلوى خيس كرده را آب‌آلو ميگفتند و طرز فروشش به اين صورت كه آلوى مرغوب را يك شبانه‌روز در آب خيسانده ، در ظرفى مثل باديهء برنج خيس‌كنى ، يا لگن مسى سفيد كرده ريخته دوره مىآوردند و آبش را در شيشه يا ليوان جدا و آلوش را دانه‌شمار كه خريدار ، خود با قاشق چوبى از لگن درآورد جدا ميفروختند . نوع ديگرى كه هر ليوان آب آن را با ده آلو كه در آن مىانداختند جدا ميدادند . در قيمت يك شاهى براى هر ليوان آب و صد دينار آب با آلو و هر ده آلو يك شاهى . در اين توضيح كه همه براى خوردن و سوا كردن آلو قاشق‌هاى خود در همان يك ظرف ميكردند !
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 62 | جعفر شهرى باف