سبز شده يعنى در ظرف يك هفته كجه و ريشه زده سبز شده بود امورش به سهولت و سرعت صورت گرفته ، دستش سبك و موفقيتش حتمى ميگرديد .
اگر سبزههايش زيبا و يكدست رشد كرده تمام سطح ظرف را يكجور پر كرده بود سالش خوب و خوش و كامش روا و خير و خوشى و پيشرفت در كارهايش چشمگير ميآمد و اگر به عكس آن شده جائى سبز شده رشد نموده جائى سبز نشده كچل و غير يكدست و نازيبا شده بود در بعضى كارها پيشرفت و موفقيت داشته در بعضى لنگى و نقصان بهم رسانيده سالش با خوب و بد و زشت و زيبا و ناهموار ميگذشت و اگر سبزهاش پرريشه و ريشههايش بههم پيوسته و بلند و همراه ساقهء سبزه رشد كرده بود مال و مكنت و رونق و رشد و ترقى و رزق و روزى فراوان را گواهى مينمود و اگر كمريشه و ريشههايش كم و زياد و تنك و پر و نامساوى ميگرديد سال چندان با خير و خوشى و موفقيتى را نبايد انتظار داشته باشد مخصوصا اگر مقدارى از ريشهها هم گنديده به فساد گرائيده بود كه در آن سال تلف مال يا از دست رفتن كسى را براى سبزكننده پيشگوئى كرده بود و همچنين بود اين تطّير دربرداشتن دانهها هنگام در ظرف ريختن كه اگر از دانهها چيزى از مشت بردارنده مىافتاد به تعداد آن مال يا دلبستهاى از او جدا ميگرديد و به همين حساب بود پياز نرگس كه اگر پيازش ريشه بسته رشدش حسابى و ساقههايش پرگل و گلهايش به غنچه يا گل نشسته بود كه به قول معروف ( پيازش كونه كرده بود ) زندگانى مالى و جانيش با استحكام و سالش با سرور و عيش و خوشى توأم ميگرديد و اگر بر خلاف آن و نرگسش بىريشه و كمريشه و ساقه و كمگل و بىگل شده بود رنج بيحاصل و عدم موفقيت و غم و حزن و اندوه و روزى تنگ و كدورت در خانواده و سياهبختى را خبر آورده بود .
به همين جهات بود كه مردم به دل و آنها كه بخت و طالع خويش را آزموده نه از آفتاب بهار و نه از گرمى تابستان گرم شده بودند عطاى سبزهها را به لقايشان بخشيده اين كار را ( آمد و نيامد ) آورده از آن صرفنظر ميكردند و خيرشان
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٦٠