تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
ماليده لبالب از آب مينمود . يا آن را به صورت نوشته با جملات مبارك‌باد ، يا نوروز مبارك ، يا به حق سوره تبارك ، عيد همگى مبارك بر روى پارچه‌اى كه در كف مجمعه‌اى پهن كرده باشد پاشيده رطوبت ميداد تا سبز شده رشد بكند . همچنين اين كوزه‌ها را به گونه‌ى زيباترى نيز سبز ميكردند به اين طريق كه در كوزه‌هاى مخصوصى كه كوزه‌گرها براى همين كار در اطراف آن چندين سوراخ تعبيه كرده بودند تعدادى پياز نرگس انداخته رويشان را تخم تره‌تيزك ميپاشند و در آفتاب و جاى گرم قرار ميدادند و باهم سبز ميكردند كه چون پيازها از داخل سبز شده سر از سوراخ‌هاى كوزه بيرون كشيده در ميان سبزه‌ها گل ميدادند جلوه و زيبائى خاصى پيدا ميكردند . پياز نرگس نيز سبزى ديگرى بود كه آن را مانند سبزكردنىهاى مذكور چندين روز در رطوبت نشانيده چندانكه ريشه ميدادند سه تا و پنج تا در گلدانهاى پايه‌بلند ظريف دهان‌تنگ يا « دست دلبر » « 8 » بلور و با رفتن و شيشه‌اى قرار داده دور ساقه‌هايشان ربانهاى ريشه‌دار ميبستند و سواى زنها اين سبزه را سبزىفروشها و ماهىفروشها و آجيل شيرينىفروشها نيز براى فروش سبز ميكردند .

زبان سبزه‌ها

اينك ديگر سبزه‌ها و كوزه‌ها و مجموعه‌ها و نرگس‌ها سبز شده وقت آن ميآمد تا از احوال رشد و عدم رشد و يكدست بودن و نبودن و ريشه‌دار بودن و كم‌ريشه شدن آنها و گل دادن و ندادن آنها تفأل و تطيّر زده حالات سال آتى و آيندهء خويش را معلوم بكنند . پس اگر سبزه دير سبز شده بود دست سبزكننده سنگين و كارهايش با معطلى و طول مدت به انجام ميرسيد و بايد با دشوارى دست و پنجه نرم بكند . اگر زود
هامش
( 8 ) . گلدانى قيف مانند لب كنگره كه دست ظريفى آن را نگه داشته بود .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 59 | جعفر شهرى باف