دروغ و تظاهر و بىاعتبارى . و اما آنكس كه در سخن گفتن يا خواندن و شنيدن مطالب رقتانگيز بسرعت دچار تأثر شده اشكش جارى گشته يا بغض گلويش را مىفشرد كمتر قادر به بيان مطالب خود مىشود شخصى است قابل اعتماد ، رئوف ، رحيم ، بزرگوار همچنين صديق درستكردار كه كمتر آزارش به اين و آن رسيده همواره ساعى در بهبود وضع اخلاقى خويش مىباشد . گريهء بىخود دليل بر ماليخوليا يا جنون و تظاهر بر جنون اما چنين مجانين را اميد علاج مىباشد .
راه رفتن
راه رفتن بشتاب دليل استقامت رأى و خودساختگى و اتكاء به نفس و عدم توقع از ديگران و پشتكار و فعاليت . كندى در حركت هرگاه مقرون با متانت باشد انديشمندى و مآلانديشى و حسابگرى و بررسى مسائل و با درايت ، وارد كارها شدن و راه گريز مشكلات را قبلا ديدن . راه رفتن به زور چنان كه به سختى خود را كشيده يا چنان است كه او را كشيده مىبرند ، سستى و تنپرورى و كاهلى و پرتوقعى و عجز در كارها و دست و چشم و اميد به ديگران داشتن و بايد دانست كه چنين كسى هرگز از عهدهء كارهاى بزرگ و مشاغلى كه لازم به طرحريزىهاى وسيع بوده باشد برنمىآيد .
سر به بالا داشتن و به جلو ننگريستن و شق راه رفتن نشانهء تكبّر و تبختر و خودنمايى و راه رفتن معمولى اعتدال و ميانهروى و ملاحظه داشتن در مخارج و مردمدارى و سر به زير داشتن و راه رفتن چنان كه گويى دنبال چيزى به روى زمين مىگردد ، پيشبينى و دورانديشى و تعمق و تفكر و فيلسوفمآبى و دانشجويى و حرداندوزى و صبر و بردبارى و قناعت است . سر به هوايى و در راه رفتن مدام به اين سو و آنسو نگريستن و ايستادن و حركت تند و كند كردن و از اين جهت به جهت ديگر رفتن سبكمغزى و بىارادگى و ترديد و عدمتدبير و بيهودگى و سستى و جهل و اينكه چنين كسى انعطافپذير و به زودى مىتوان در خواسته و ارادهء او نفوذ