در كارهاى باريك و سبك و مشاغلى كه سروكار با انديشههاى نازك و دقتبينى و ريزهكارى داشته باشد عاجز و از كارهاى ظريف و صنايع ظريفه و ذوقيات لطيف گريزان و در ادبيات و شعر و نوشته و نويسندگى و تحصيل موسيقى و مانند آن بىاستعداد مىباشد .
چهارشانهء خالص كه زمخت بوده تناسب اندام لطيف نداشته باشد در كارهاى عملى و صنعتى و فعاليتهاى تجارى موفق و چون داراى پشتكار و نيروى فوق العادهء علمى مىباشد در ماديات داراى رشد و نمو قابل توجه بوده در اين جنبه كسب موفقيتهاى چشمگير مىنمايد و ضمنا چون داراى اتكاء به نفس بوده تا حدى از دروغ و ريا و فريب و خدعه بيزارى دارد و ركوراست مىباشد .
چهارشانه كمتر حوصلهء گوش دادن تا انتها به حرف مردم را داشته غالبا كلام مخاطب را قطع كرده خود صاحب كلام مىگردد و همچنين كمتر سر به اطاعت و تربيتپذير بوده بيش از حد علاقهمند اطاعت ديگران از خود مىباشد و چون صاحب اراده است از تملق و ريا و دروغ و چاپلوسى بيزار مگر واقعيات او را به زبان آورند . چنين كسى داراى ثبات قدم در كارها و دوستى و رفاقت و عشق بوده كمتر خللى در اركان افكار و عقايد و تصميماتش بوجود مىآيد و در دوستى صادق و در عشق باوفا و در معاملات صديق و راستى و درستى را زيادتر از كجى و ناراستى دوست مىدارد . دير غضبناك شده ، ليكن در خشونت و غضب هولناك بوده ، دير قانع شده به سختى آرام مىگيرد و همچنين كه در حالت غضب چندين برابر خود نيرو يافته بسا كه در اين حالت خطرناك مىگردد ، خاصه اگر چنين كسى داراى ابروان پر و زمخت و گوشهاى بزرگ و بينى عقابى و گردن كوتاه نيز بوده باشد كه در اين صورت تا سرحد يكجانى خطرناك مىباشد و از همين روست كه توصيه مىشود هرگز به يكى دو علامت طرف در قيافهشناسى قناعت نكرده چندين نشانه را در نظر آورند .
از طرفى شخصى است گولخور ريشخندى كه با در دست داشتن به اصطلاح
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 573
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٧٣