تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
نموده وى را وادار به كارهاى زشت گردانيد و نيز چنين كسى كارهاى خسيس را به خوبى از عهده برآمده كارهاى بزرگ را درمىماند . تنه زدن در راه به اين و آن كندذهنى و كندفهمى و شكم‌پرستى و خشم و غضب و خشونت و اينكه چنين كسى بيهوده به اين و آن پريده مستعد كارهاى خشن خطرناك مىباشد . پابه‌پا كردن در برخورد با اين و آن اگر وجوب و عجله در كار نباشد دليل بىادبى و بىرغبتى از مصاحب و اينكه ملاقات چنين كسى برايش غير قابل تحمل مىباشد . دويدن در راه رفتن چنان كه گويى تعقيبش مىكنند نشانه پركارى و خودكارى و عدم توقع از ديگران و اينكه چنين كسى شايق اينكه كليهء حوائجش را خود برآورده احتياج به اين و آن نداشته باشد ، از طرفى عجله و شتاب و بىشكيبى و اينكه از مقامات و ترقيات بزرگ بىنصيب مىماند . « اين خصوصيات از اسب و شتر و گاو و آهو گرفته شده است » .

اندام كلى علم قيافه افراد را به سه طبقه تقسيم كرده است :

1 . درشت استخوانان و بلندقدان و آنان كه داراى استخوانهاى محكم پرگوشه و زاويه بوده به نام چهارشانه يا استخوان‌دار شناخته شده‌اند ، اين دسته معمولا داراى پيشانى پهن فراخ و گونه‌هاى استخوانى و چانه مستقيم گوشه‌دار و سرشانه‌هاى بيرون‌زده و دست‌وپاى درشت با عضلات محكم و چنان است كه اندام و عضلات اين‌گونه افراد از چوب تراشيده شده ما نيز به نام ( چهارشانه ) نام‌گذاريشان مىكنيم . 2 . نرم‌تنان يا ميانه‌قدان كه داراى اندامى متوسط و عضلات معتدل و صورت و ساق و ران و ساعد و سرين گرد بوده كه ايشان را ما نيز ( ميان‌قدان ) مىناميم . 3 . ريزه‌نقشها كه داراى اندام و عضلات ظريف بوده ، غالبا داراى صورتى مثلث