شكل كه از طرف پيشانى پهن و از جانب چانه باريك مىشود مىباشند و نامشان را ( ريزهنقش ) مىنهيم .
شايد در اول خلقت اين سه دسته با علائم خاصه خود يعنى چهارشانه و ميانه قد و ريزهنقش كامل بوجود آمده باشند و خصوصيات خلقت در آنها حفظ بوده است ، ليكن در اثر توالد و تناسل علائم سهگانه با هم مخلوط شده كار چهرهشناس را دشوار ساخته چهبسا كه براى او لازم شود در يك نفر تعريف سهكس نموده اختلاط سه خلقت در نظر آورد . اما با اين همه با اندك دقت در قد و اندام و روى و استخوانبندى ، قيافهها به خوبى از هم تفكيك شده متمايز مىگردند و از آنجا كه براى قيافهشناس لازم است كه قبل از هرچيز دستههاى اين اقسام را بشناسد بايد هم خود را در شناخت طبقات بگذارد و بداند كه اين شناسايى كليدى است كه او را به سهولت رهنمون به بسيارى از احوال و خصوصيات طرف تحقيق روشن مىسازد ، اينك ما نيز به ترتيب ذكر شده به ذكر حالات هريك از اين سه گروه مىپردازيم .
اول چهارشانهها و قبل از ورود به مباحث همچنان متذكر مىگردد كه قيافهشناس تنها با ديدن يك علامت از علائم افراد نبايد حكم كلّى نمايد و مطمئنتر از همه آنكه در هر قضاوت از چندين نشانهء ديگر مدد گرفته آنگاه به اداى سخن پردازد تا دور از خبط و اشتباه بماند ، مگر دربارهء خود و نزديكانى كه ايشان را چون خويش شناسايى خوب مىدارد .
پس شخص چهارشانه كه داراى استخوانهاى درشت زاويهدار بوده عرض قامتش با طول آن برابرى داشته باشد . « چه زن و چه مرد » وجودى است مؤثر مخصوصا در كارهاى عملى و بدنى و مستعد كارهاى دشوار مانند امور معادن ، حجارى ، معمارى ، كارخانهدارى ، صنايع و عمليات سنگين در آن حد كه هرچه كار و عمل سنگينتر و بزرگتر باشد علاقهاش بر آن بيشتر بوده پيشبردش زيادتر مىباشد . همچنين داراى فكر و هوش و ذكاوت عملى و صنعتى و ساختمانى ، ليكن
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 572
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٧٢