تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
و اينكه چنين افراد از منطق و برهان به دور بوده حرف خود را مىخواهد با زور به كرسى بنشانند و اينكه جز حق خود حقى براى كس نشناخته معامله و معاشرت و ازدواج و شركت با چنين كسان توأم با خسارت و بدعاقبتى و محروميت مىباشد . طرز صدا و بيان قلدران و زورگويان و باج‌گيران و ستم‌پيشگان را مىتوان نمونهء اين افراد قرار داد . بانگ نازك ، جبن و رقت قلب و آواى مهيب دلاورى و تهور را نشان مىدهد و به همين نسبت هرچه صدا نازك‌تر جبن و رقت زيادتر و هرچه قوىتر و مهيب‌تر هيبت و قوت قلب زيادتر مىباشد . صداى زنان و مردان را در ترس و پردلى مىتوان شاهد قرارداد و همچنين صداى زنان سليطه و مردان محجوب گواه ديگر مىباشند . در اين صورت اعتدال صوت براى صاحبش بهترين بوده كسى كه نه به تندى و نه به كندى و نه به فروتنى و نه به خشونت سخن مىگويد شخصى است معتدل ، قائم به خويش ، قابل معاشرت و اينكه در هر كار رعايت عدالت نموده در معاملات قبل از خود خير و صلاح طرف را در نظر مىگيرد ، خاصه اگر هنگام سخن چشمان خود را به زير بيندازد .

آواز

آواز بر دو گونه است ، يكى صدا كه از لرزش پرده‌هاى حلقوم يا اصطكاك دو شىء به يكديگر بوجود مىآيد و ديگرى نواى خوش كه از آن روح و جان متلذذ مىشود ، چه‌بسا آواز خوانان كه فقط صدا از گلو بيرون مىآورند و از آواز بىبهره مىباشند و حكم اين دسته به سطور سابق الذكر بانگ و صدا مربوط مىشود ، اما صاحب نوا كه داراى لحن دلكش باشد همراه است با قلبى رئوف و دلى رحيم رقيق و عشق و محبت به مردم و زودرنجى و ديرجوشى و ديرپيوندى و زودگسلى و دل‌نازكى مگر در جنبهء عشق و هوس كه زود عاشق شده دير قطع علاقه مىنمايد و همچنين عشق به گل و گياه و آب و سبزه و كوه و دشت و دمن و جهان‌گردى و گاهى تنهايى و انزوا و