تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
جيرجير كفش عدم نجابت امتحان داده است . « افراد سهل الوصول سابقا كفشهاى جيردار مىپوشيدند » . عطر تند شهوت‌پرستى و حيزصفتى و اينكه عامل آن مشتاق آن است كه مردم را متوجهء خود گرداند . « روشن است كه كباب‌فروش از راه‌انداختن بوى كباب در طلب مشترى مىباشد . » « هيچ‌كس براى نرقصيدن تمرين رقص و هيچكس براى نخواندن تمرين آواز نمىكند و از آن جانب هم روشن است . ( هركى شيرينى فروشد مشترى بر وى بجوشد - يا مگس را ديده بندد يا عسل را سر بپوشد ) تغيير دادن هردم رنگ مو در خانمها و تغيير لباس و نگاه كردن به سرووضع ديگران در كوچه و خيابان علامت مدپرستى و عدم استقلال فكرى و بىعقيدگى و دنباله‌روى و در امور خانوادگى و همسرى دور از لغزش و خيانت نبوده پاىبند عهد و ميثاق نمىباشد . از آنجا اهل دانش و اعتقاد و اعتماد به نفس در تمام دورهء عمر از ظاهر و لباس به يك وجه ديده شده‌اند . كسى كه لباس و زيور از ديگران عاريه كند در شخصيت خود مردد بوده همواره در حسرت ديگران مىباشد « نمونهء اين احوال را در كودكان و اطفال كه همواره در طلب كفش و كلاه بزرگترها مىباشند مىتوان ديد . » پوشيدن لباس از روى نظم و قاعده كه هريك بر روى ديگرى قرار بگيرد نظم و انضباط در خانواده و امعان نظر در امور و اينكه چنين كسى در كارها اطراف و جوانب امور را كاملا نگريسته و تربيت‌پذير مىباشد و خلاف آن عدم تعادل روحى و فكرى و كندفهمى و آشفتگى را مىرساند ، از جمله داستانهايى كه در كودكى براى ما تعريف مىكردند يكى اينكه ، بزرگ‌زاده‌اى عاشق دختر پادشاهى مىشود و چون از وصالش مأيوس مىگردد اسب چوبينى ساخته خود در شكم آن رفته آن را براى دختر پادشاه مىفرستد و دختر شب همه شب با او بازيده و با بازيهاى شيرين و حركات نمكين دختر را به خود مشغول مىكند ، اما در پايان هر شب كه دختر از بازى با او خسته شده به خواب مىرود از جلد اسب بيرون آمده صرف طعام و شراب كرده بجاى خود مىرود و هر صبح دختر را از دست‌خوردگى غذا و آب خود كه آيا چه كسى بدون اجازه پا به درون قصر و خلوت خاص او گذاشته ناراحت و