تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
و جست‌وخيز ، صورت يك پير را در كهولت و ناتوانى او به اعتبار نياورده اگر گويد بگويد در جوانى و شباب در اين احوال بوده و عشق و سرمستى چنين كسى را در افتادگى و ضعف و جمود ملاحظه نمايد ، علاوه بر اين‌كه در مشهودات معايب افراد ، سّر نگهدار بوده مخصوصا در نزد ديگران كشف اسرار ننمايد و بدىها را بپوشاند و در آخر كه هرگز از يك علامت و دو علامت حكم بر كليات نكرده جز بر تمام علائم و مشخصات گفتار نداشته باشد . دريافت اين علم را صبور بوده به يكى دوبار خواندن قناعت نكرده بداند اين علمى است كه مطالعه و ممارستش توأم مىباشد و هرچه زيادتر بايد خوانده تجربه نمايد .

فصل اول مردم‌شناسى از طريق رفتار و گفتار و حركات و لباس

واضح است كه لباس معرف اشخاص بوده چنانچه پرستار روپوش سفيد و آشپز از پيشبند و اهل علم و تقوا از عبا و ردا و اهل فساد و ظلمه از پوشش مخصوص معلوم مىشوند ، در اين توضيح كه پيراهن شلوار سرخ و كلاه مقوايى و روى سياه كرده مبين دلقكى صاحب لباس و كلاه مخملى عقب بالا رفته جلو پايين آمده ، با دستمال ابريشمى دور گردن و كفش پشت پاشنه خوابيدهء دم‌پا گوياى لش مآبى و داش‌مشدىگرى و گردن‌كلفتى و باج‌گيرى و از اين گونه مىباشد ، پس اولين شناخت افراد از لباس و صورت ظاهر بوده با كوتاه‌ترين نگاه كاملترين احوال را از صاحب آن روشن مىسازد . و اين نيز مسلم است كه هر لباس خواه‌ناخواه صاحب خود را نزديك به كيفيت خويش مىسازد . مثلا بالاجبار لباس بلند گشاد و نعلين جلو پنجه و عمامه و عبا و هرچه از اين قبيل كه روحانيون راست آرامش و سكون حركت مىآورد و فرنج و شلوار و كلاه نظامى و تفنگ و سرنيزه و از اين قبيل ، خشونت و حدت و لباس كوتاه چسبان جست‌وخيز و تندى و شتاب كه در اطفال و ورزشكارها و فوتباليستها ديده
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 561 | جعفر شهرى باف