تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
رغبتى تمام دارد و كارگزاران كه از احوال پادشاه آگاهى داشتند چون اين بشنيدند بسيار مستبعد دانسته حكم بر جهل حكيم نمودند و چون به پادشاه عرضه كردند با تعجب بسيار كه چگونه بدين صحت حكم كرده است بر اين علم اعتقادش بيفزود و سوار شده و به خدمت حكيم بيآمد و او را گرامى داشته گفت هر حكمى كه به صورت من كردى حق بود و من بر آن صفاتم كه تو فرمودى ليكن به قوت علم و عقل و حلم و رياضت خود را از اين فساد بازداشته به پارسايى گراييده‌ام و درخواست نمود تا عالم او را نيز از آن دانش بياموزد . و اما علمى به چنين فايده و استحكام را كتابى كافى كه گويا و راهنمايى وافى براى طالبان آن بوده باشد بدست نبوده . آنچه هست جز اوراق و مطالبى پراكنده نمىباشد و اين كمترين ، توفيقى يافتم تا دانش تحصيل و تجربيات شبانه‌روزى پنجاه ساله خود را با هم آميخته دفترى درخور فراهم ساخته در اختيار علاقه‌مندان بگذارم و اميد كه آن نيز چون ديگر آثار قلمى حقير سودمند و مفيد فايده بوده و اهل دانش و ذوق را ارزش مطالعه داشته باشد .

علم قيافه

علم قيافه‌شناسى بطور اخص شامل شناخت اعضا و علامات ظاهرى هر انسان است كه با آن مىتوان پى به درون و مكنونات او برد اما اعم اين علم مردم‌شناسى است كه طلبهء آن بتواند حتى بدون ملاحظهء صورت و اعضا تشخيص هويت و چگونگى مردم نمايد و در سه فصل تعريف مىشود . اول اعمال و افعال و گفتار و كردار و طرز مجالست و مصاحبت و معاشرت مردم با يكديگر كه از آن كليات بدست مىآيد . دوم صورت و اجزاى صورت از موىوروى و چشم و گوش و لب و دهان و دندان و رنگ و تركيب كه از هريك رموز و چگونگى ذات و جوهر اصلى و احوال درونى معلوم مىگردد . سوم اندام كلى از هيكل و درشتى و نازكى و خشونت و ظرافت و كوچك بزرگى دست و پا و انگشتان
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 559 | جعفر شهرى باف