تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
و استقامت و خميدگى و ضعف و قوت و صوت و بيان و نرمى و خشكى پوست و رفتار و حركات كه از اينها نيز شخصيت و ماهيت و احوال و عشق و دوستى و معاشرت و مجالست و مزاوجت و استعداد كارى و شغلى و ذوقيات و علائق شخصى و طول عمر و چگونگى حيات و سلامت و عدم سلامت و مردمى و نامردمى معلوم مىگردد و بر جويندهء اين علم است كه در طريق اين دانش قناعت بر يكى دو علامت نكرده چند نشانه را با هم در نظر آورده مثلث اين علم يعنى فصول سه‌گانهء آن را فرا راه گرداند . و اما دستور كلى در يادگيرى اين علم آنكه اول از خويشتن شروع كرده با مشاهدهء چهره و صورت خود در آينه و مطابقت اعضا با علائم اين كتاب به آزمايش پردازد . چه هيچكس را بهتر از خود خويشتن نمىشناسد و اين خود وى مىباشد كه براى او بهترين راهنما و مفتاح بوده پس از آن به نزديكان و خويشان و دوستان و آنگاه كه كاملا تبحر يافته محاط گرديده عموميت بخشايد . ديگر از مسائل كه طلبهء اين علم را لازم مىباشد آنكه اول علائم اصلى و ثابته اشخاص را ملاحظه كرده سپس به جزئيات پردازد و اينكه در مصنوعات و غيراصيل حكم نرانده مثلا بر بينى عمل كرده و موى رنگ كرده و دندان مصنوعى نظر نرانده ، ابروى تراشيده و مصنوعا كلفت و نازك كم‌رنگ و پررنگ نموده و موى صاف كرده و جعد داده و گوشت و پوست كم و زياد كرده نظر نداده سخن نراند و جز بر اصليات تشخيص نياورد و همچنين اهالى هر ديار را از رنگ و قد و چهره و علائم مخصوصه ملاحظه نمايد . مثلا زردى چهره و تنگى چشم و كشيدگى يا كوتاهى قامت و روشنى و تيرگى رنگ و سياهى و سفيدى پوست و جعد و صافى مو را در افراد هر ديار در نظر داشته علائم خاصهء مردم هر مملكت را متعلق به آب‌وهوا و سرزمين و غذا و خوراك آن مردم دانسته از احكام خود جدا گرداند ، همچنين جوانى و پيرى و صباوت و كهولت افراد را مطمح نظر ساخته سخن به عقل بگويد ، مثلا علائم زيركى و چالاكى